انسان ازبدوتولد نسبت به محيط خويش كنجگاو بوده و تلاش كرده است كه مسائل پيچيده وبغرنج زندگي خودرا حل كند. روش هايي كه انسان براي حل مسائل يا پاسخ دادن به سئوال هاي خود انتخاب كرده، متفاوت بوده است. منابعي كه انسان به كمك آنها برمسائل خودچيره گشته است، عبارتند از:
1- تجربه
2- استدلال قياسي
3- استدلال استقرايي
4- صاحب نظران
5- روش علمي
تجربه :
تجربه ابتدايي ترين راهي است كه انسان براي حل مسائل خودازآن استفاده كرده وتوانسته قسمت عمده اي از معرفت خودرابه ديگران منتقل كند. تجربه عليرغم تمام مزايايي كه به عنوان يك منبع اطلاعاتي دارد، ازيك نقص كلي و عمده به نام محدوديت برخورداراست. ميزان وشدت تاثيريك حادثه دريك شخص به ويژگي هاي شخصيتي و فيزيولوژيكي اوبستگي دارد. دو نفر انسان ازيك موقعيت واحد، تجربه هاي متفاوتي كسب مي كنند. به عنوان مثال، دومشاهده كننده ازيك كلاس واحد، دريك زمان معين، ممكن است گزارش هاي درست ولي كاملا متفاوتي تهيه كنند. يكي ممكن است فعاليت هاي آموزشي صحيح راگزارش كند، ولي ديگري به اشتباهات توجه داشته باشد.
نقطه ضعف ديگرتجربه، اين است كه بعضي اوقات انسان نيازمنداطلاعاتي است كه يك شخص نمي توانددربرخي از موارد آن راازطريق تجربه بياموزد. به عنوان مثال ، يادگيري رياضيات توسط يك كودك تقريبا غيرممكن است.
بنابراين تجربه به عنوان ابزارعلمي دركشف واقعيت ها ، محدوديت هايي دارد كه پژوهشگربايدبه آن توجه داشته باشد1
آنچه مسلم است تجربه یکی از عناصر انکار ناپذیر در کسب اطلاعات است بسیاری از بزرگان دین تجربه را اعلم بر فراگیری دانش دانسته اند . صرف زمان و احصاء تجربیات ذیقیمت متاعی نیست که در هر بازاری عرضه شود. بنابر این جوامعی که از این شاخصه در اجرای امور خود کمتربهره می برند ، همواره در دور باطل قرار دارند و می بایست دائما بیازمایند که آزموده را آزمودن خطاست . مسئله مهم دیگر آن است که میزان کسب تجربه به میزان مواجه شدن با پدیده بستگی زیاد دارد وااما به سن فرد ارتباطی ندارد هرچه بیشتر با پدیده مواجه شده باشد. تجربه بیشتری بدست می آورد. هرگز این عبارت پند آموز فراموش نشود :
آنانکه به تجربیات دیگران بی اعتنا هستند ، اشتباهات را از نو تکرار می کنند.
استدلال قیاسی:
ابتدا به تعریف استدلال توجه می کنیم با جستار در لغتنامه استاد دهخدا معنی استدلال را اینگونه می یابیم:
دليل خواستن . (منتهي الارب ). دليل جستن . گواهي خواستن . (غياث) ). دليل آوردن (منتهي الارب ) (غياث ).دليل کردن . دليل گرفتن . (تاج المصادر بيهقي ) (زوزني ). بدليل ديده نيامد که بدان استدلالي دست دادي . (کليله ودمنه).درين معامله يک بيت ازرقي بشنو نه بر طريق تهجّي بوجه استدلال2 .
استدلال قياسي به عنوان يك فرآيند تفكرعبارت است ازقراردان واقعيت ها دركنارهم واستخراج يك نتيجه. به اين معني كه پژوهشگرباعنايت به كليات به جزئيات مي پردازد. اين روش ازسه مرحله:
1. مقدمه كبري
2. مقدمه صغري
3. نتيجه گيري
تشكيل شده است. ازمحدوديت هاي آن اين كه هيچ گاه نمي تواند ازمحدوده مقدمه تجازكند. بنابراين براي دستيابي به نتيجه اي درست بايدمقدمه را صحيح تدوين كرد. دراستدلال قياسي مي توان باترسيم روابط موجود، روابط جديدي كشف كرد، ولي هرگزنمي توان ازآن به عنوان منبعي براي توسعه وتوليداطلاعات جديد استفاده كرد، لذا پژوهش هاي علمي نمي توانند تنها براين گونه استدلال ها استوارباشند. باوجوداين محدوديت ها، بااستفاده ازآن مي توان بين نظريه ومشاهده رابطه برقراركرد وبه كمك آن بااستفاده ازنظريه ها، وقوع برخي از پديده ها راپيش بيني كرد. ارسطو وپيروانش دركشف واقعيت ازاستدلال قياسي استفاده كردند. مثال:
مقدمه كبري: همه داران دستگاه تنفس دارند.
مقدمه صغري: همه خرگوش ها دارند.
نتيجه گيري: همه خرگوش ها دستگاه تنفسي دارند1.
آنچه توسط مدرس محترم درس مذکور نقل شد در موضوع روش تحقیق استدلال از ارکان مهم در امر تحقیق است . در اصل با اریه استدلال می توان روند تحقیق را در قالب مشخص و علمی ادامه داد و از آن در جهت اجرای امور بهره برد .استدلا ل در دوقسم در این جلسه ذکر شد. آنچه در علم تحقیق به آن می توان صحه گذاشت . آن است که قیاس کردن از کل به جز مصداق استقلال قیاسی ایست در اصل هرگاه روش استدلال و مقلیسه ما از پدیدهایی بزرگ برای اثبات موضوع خرد تری صورت پذیرد این امر اتدلال قیاسی نامیده می شود .
استقلال استقرایی:
فرانسيس بيكن شيوه جديدي براي شناخت واقعيت پيشنهادكرد. او معتقدبودكه پژوهشگربايدبراساس واقعيت هايي كه مستقيما مشاهده مي كند به نتيجه گيري به پردازد. ازنظربيكن انسان نبايد بدون طرح "چرا" فرضيه اي را كه صاحب نظران ديكته كرده اند، به پذيرند.
روش استدلال استقرايي برعكس استدلال قياسي است. تفاوت اين دوروش درمثال زير مشخص مي شود :
الف) استدلال قياسي: مثال قبلا آمده است.
ب) استدلال استقرايي:
- هرخرگوشي كه تا به حال مشاهده شده است، دستگاه تنفسي داشته است.
- بنابراين ، تمام خرگوش ها دستگاه تنفسي دارند.
همان طوري كه گفته شد، دراستدلال استقرايي نتايج بامشاهده نمونه وتعميم به كل، حاصل مي شود. دراين روش براي رسيدن به يك نتيجه مطلوب ، همه نمونه ها بايدموردبررسي قرارگيرند. اين عمل درروش بيكن استنتاج ناقص شناخته شده است. درمثال فوق ، چنان چه پژوهشگر به خواهد مطمئن شود كه همه خرگوش ها دستگاه تنفسي دارند يا نه، بايد تمام خرگوش هاي دنيارامورد بررسي قراردهد، اما چنين عملي ميسر نيست. بنابراين ، پژوهشگرااما به نتايج ناقصي متكي است كه از مشاهده هاي ناقص به دست آمده است. به هرحال اگرچه اطلاعات ناقص موجب نتيجه گيري درست و بدون خطانمي شود، ولي ازآنها مي توان به منظوركسب يك بينش يا بصيرت كلي استفاده كرد.
استدلال استقرايي تنها موقعي قابل اعتماداست كه گروه موردپژوهش كوچك باشد1.
استاد محترم برای توجه دانشجویان به موضوع ذکر شده به شکل ساده این استدلال را برعکس استدلال قیاسی خواند ، بر این پایه اثبات و قیاس موضوع جزیی و تسری دادن آن به موضوع کلی را روش استدلال استقرائی گویند.
صاحب نظران:
مواقعي وجودداردكه انسان درباره پديده خاصي داراي تجربه شخصي نيست يا مسائلي كه انسان ازطريق تجربه قادربه پاسخگويي به آن نيست. درچنين شرايطي دست نيازبه طرف صاحب نظران دراز مي كند. به اين معني كه انسان راه حل مشكلاتش راازشخصي مي پرسد كه قبلا با آن مواجه وبرآن فائق آمده است. درچنين مواقعي اظهارنظرصاحب نظرن به عنوان يك واقعيت مستند موردقبول قرارمي گيرد. به عنوان مثال ، معلم تازه استخدام به منظورحل مسائل خودازمعلمان يا كارشناسان آموزشي باتجربه كمك مي گيرد.
اعتماد به صاحب نظران به عنوان يك منبع دستيابي به واقعيت، داراي معايبي به شرح زيراست:
1) صاحب نظران ممكن است اشتباه كنند.
2) وجوداختلاف نظر بين صاحب نظران برسرمساله واحد، بيانگراين واقعيت است كه غالب نظرهاي آنها براساس عقايد شخصي است نه واقعيت ها1.
براساس نظر مدرس محترم امور تخصصی می بایست بر عهده صاحبان خرد مربوط باشد و در این موقوله اجماع عوام ملاکی برای پذیرش نیست.
روش علمي:
باتوجه به محدوديت هاي استدلال هاي قياسي واستقرايي، دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه مهم ترين جنبه هاي دوروش قياسي واستقرايي راتركيب كنند وروشي به نام روش علمي رامعرفي كنند.
روش علمي به فرآيندي اطلاق مي شود كه ازطريق آن پژوهشگر، ابتدا به صورت استقرايي بااستفاده ازمشاهدات خود، فرضيه يافرضيه هايي را صورت بندي مي كند،سپس باعنايت به اصول استدلال قياسي به كاربرد منطقي فرضيه مي پردازد. درنتيجه اوقادراست به كمك فرضيه تدوين شده، رابطه بين متغيرهاراپيش بيني كند. چنان چه اين پيش بيني بااطلاعات جديدسازگارباشد، مجددا فرضيه موردپژوهش آزمون مي شود تاتاييد شود.
درمباحث علمي، غالبا مفاهيم پژوهش وروش علمي به صورت مترادف به كاربرده مي شوند. پژوهش روندي رسمي تر، منظم تروقوي ترازروش علمي است. روح علمي رامي توان بدون پژوهش به كارگرفت، ولي پژوهش علمي رانمي توان بدون روش وجوهرعلمي انجام داد. بنابراين، پژوهش مرحله تخصصي تري ازروش شناسي علمي است.
مراحل روش علمي
جان ديويي مراحل روش علمي را به شرح زيرتقسيم كرده است:
1- احساس مشكل يا مسئله
2- تعيين وتعريف (وتحدید) مشكل يا مسئله
3- تدوين فرضيه (مدت بندی و ارایه راهکارههای ممکن)
4- استدلال به شيوه قياسي درباره نتايج راه حل هاي پيشنهادشده
5- آزمون فرضيه
6- حل مسئله
درواقع، پژوهشگر به وسيله فرضيه، توضيح آزمايش نشده اي يا راه حل آزمون نشده اي را براي مسئله فراهم مي سازد. براي اين كه فرضيه مستند وبريافته علمي استوارباشد، پژوهشگر بايدپيشينه ياتاريخ تحقيق رادقيقا مورد مطالعه قراردهد. سپس باتوجه به دلايلي كه فرضيه براساس آنها تدوين شده است نتيجه گيري مي كند (استدلال قياسي). به اين معني كه اگرفرضيه درست باشد چه رويدادي بايدمشاهده شود. پس ازجمع آوري داده ها ، عمل تجزيه وتحليل شروع مي شود. به اين معني كه آيا پژوهشگردلايل كافي براي تاييد فرضيه ارائه مي دهد ياخير. درروش علمي هيچ پژوهشگري ادعاي اثبات فرضيه راندارد، زيرا اين كارزماني ميسراست كه فرضيه به صورت حقيقت محض باشد.
كه ,استدلال ,مي , ,علمي ,روش ,به عنوان ,صاحب نظران ,استدلال قياسي ,است كه ,مي شود ,دستگاه تنفسي دارند

درباره این سایت