محل تبلیغات شما



 ایران، تاسیس اوپک و نخستین دبیر کل ایرانی آن

 از ابتدای استخراج نفت در کشورهای مختلف جهان سوم توسط کمپانی‌های بزرگ نفتی، دریافت بیشترین سهم از منابع ملی انرژی خود، هدف اصلی این کشورها بود. پس از آغاز و فراگیر شدن موج ملی شدن صنایع نفت در ایران و دیگر کشورهای نفت خیز، مساله توزیع و فروش نفت خام و دیگر فرآورده های مرتبط با سوخت فسیلی به بهترین شکل و بالاترین قیمت ممکن، دغدغه مهم جدید این کشورها شد.

در نیمه نخست قرن بیستم و پس از ملی شدن تدریجی صنایع نفت در بیشتر کشورهای جهان سوم، بازار نفت دچار تشتت و آشفنگی زیادی بود. برنده اصلی این آشفته بازار، شرکتهای بزرگ چند ملیتی عامل و توزیع کننده نفت در جهان بودند و بازنده آن هم صاحبان این منبع ملی. کشورهای تولید کننده نفت به تدریج دریافته بودند که هماهنگی و یکپارچه سازی ت‌های نفت، بهترین راه برای تامین منافع جمعی یا فردی آنها از طریق طراحی شیوه‌هایی برای تضمین ثبات قیمت نفت در بازار بین‌المللی نفت به منظور از بین بردن نوسانات خسارت بار و غیرضروری و فراهم کردن درآمد ثابت و کارآمد، مقرون به صرفه و همیشگی برای آنان است.

ایران که تجربه بیش از چهار دهه تاراج نفت خود توسط بریتانیا و پس از آن تجربه ملی شدن صنعت نفت در اوایل دهه پنجاه میلادی را داشت، در شرایطی نامتعادل و بحرانی متعهد به قرارداد کنسرسیوم با کمپانی‌های بزرگ نفتی اروپایی و آمریکایی شده بود. این قرارداد گرچه در مقایسه با قرارداد دارسی و قرارداد 1933 سهم نفتی به مراتب بیشتری را عاید ایران می‌کرد، ولی این وضعیت همچنان از وضع مطلوب و آرمانی استخراج و فروش نفت به صورت کاملا مستقل و ملی شده فاصله زیادی داشت. دیگر کشورهای صاحب نفت نیز بیش و کم مثل ایران از نداشتن اقتدار کامل بر صنایع نفت و چرخه تولید و توزیع و قیمت گذاری آن ناراضی بودند.

جنگ دوم جهانی که به پایان رسید، به مرور گسترش و دگرگونی‌های و وسیع اساسی در مناسبات جهانی صنعت نفت نیز رخ داد. در این دوره، کشورهای جدیدی به عنوان دارندگان و صادرکنندگان پا به صحنه بین‌المللی نهادند و با شرکت های پای برجای صاحب امتیاز به رقابت برخاستند. تقاضای نفت و در نتیجه تولید آن به سرعت رو به افزایش گذاشت ودر کشورهای تولید کننده درحال توسعه، بین تمداران و بیش از پیش در بین تمام افراد جامعه ابراز علاقه روزافزونی به مسائل صنعت نفت آغاز شد. به موازات این تحولات، آمریکا نیز مقام برجسته خود در صادرات مواد نفتی را از دست داد و به مرور به مصرف کننده تبدیل شد. از سوی دیگر، اندیشه وم ایجاد و برانگیختن آگاهی درباره موضوعات نفتی از یک سو و بر کنار نگاهداشتن مسائل نفتی از محیط ی از سوی دیگر در کشورهای نفت خیز تقویت شد.

از اواخر دهه 1940 تا اوایل دهه 1960میلادی، به مدت حدود بیش از ده سال، ونزوئلا تنها کشوری بود که به طور جدی بر ضرورت اتحاد کشورهای نفت خیز جهان و اتخاذ تی واحد در زمینه قیمت گذاری و تعیین تهای کلان نفتی تاکید می‌کرد. طبیعی بود که شرکتهای بزرگ بین‌المللی نفتی، به خصوص هفت کمپانی اصلی بازار نفت که از آن‌ها به عنوان هفت خواهران نفتی یاد می‌شد، تمایلی به چنین اتحادی در بین تولید کنندگان نفت نداشتند.

در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، نیاز جهان به خصوص اروپا و آمریکا به نفت و دیگر فراورده‌های نفتی به سرعت فزونی یافت. شرکت های بزرگ بین‌المللی نفتی مصمم شدند برای تامین این نیازها به موازات افزایش تولید نفت در ونزوئلا، سریعا به توسعه منابع نفتی خاورمیانه که ذخایر آن فراوان و هزینه های عملیاتی در آنجا کم بود بپردازند. شرکت های بزرگ نفتی امیدوار بودند که افزایش تولید خاورمیانه، اعلام خطری برای ونزوئلا باشد که در آن هنگام تعهدات مالی سنگینی بر شرکت‌های عامل تحمیل کرده بود.

اما این تهدید باعث تغییری در روش دولت ونزوئلا در امر نفت نشد و برعکس آن کشور را مصمم کرد که با کشورهای صادرکننده نفت درخاورمیانه از در اتحاد و دوستی درآید تا در منطقه‌ای که اهمیت آن رو به فزونی بود، رقیبان بالقوه نفتی را به متفقانی دراز مدت تبدیل کند.ونزوئلا از سال ۱۹۴۹ ت برقراری تماس و ترتیب مبادله منظم اطلاعات با کشورهای تولید کننده نفت خام در خاورمیانه را در پیش گرفت. در این مدت دیگر کشورهای نفت خیز نیز به وم تشکیل جبهه متحدی برای پشتیبانی از منافع خود آگاهی یافتند.

تا آن زمان، تنها ابتکار برای اتحاد کشورهای نفت خیز، تلاش کشورهای عربی برای اتحاد و تصمیم‌گیری واحد در برابر شرکت‌های بزرگ بین‌المللی بود. با این همه، در آوریل سال ۱۹۵۹، به ابتکار عبدالله طریقی نماینده سعودی و پرز آلفرنسو نماینده ونزوئلا ، در حاشیه برگزاری اولین کنگره نفتی عرب در قاهره، برای نخستین بار به طور جدی  درباره امکان ایجاد سازمانی که تمام کشورهای تولیدکننده عرب و غیرعرب در آن شرکت کنند تبادل نظرهایی شد و نمایندگان کشورهای مهم تولیدکننده در این مشاوره‌ها شرکت کردند.

نتیجه این گفت‌و‌گوهای فشرده و خصوصی، تدوین و تهیه قرارداد محرمانه‌ای شد که به امضای روسای هیئت‌های نمایندگی کشورهای اصلی صادرکننده نفت، از جمله ایران و ونزوئلا رسید. مباحثات مطرح شده در این دیدارها و قرداداد محرمانه، تدوین مبانی نخستین هسته ایجاد سازمان کشورهای صادرکننده نفت بود.

پس از دستیابی به این توافق مهم ولی اولیه، آلفونسو و طریقی در ماه مه ۱۹۶۰ اعلامیه مشترکی صادر کردند و در آن با اصرار از همه کشورهای تولید کننده خواستند که برای تامین دفاع از منافعشان ت مشترکی اتخاذ کنند. با این حال، پنج ماه بعد، یعنی در آگوست ۱۹۶۰، شرکت‌های بزرگ نفتی، در اقدامی تحریک آمیز و بدون م با کشورهای تولید کننده نفت، قیمت نفت خام را کاهش دادند. مثلا در مورد ایران،در طول هیجده ماه، بهای نفت خام در هر بشکه ۲۶ سنت، یعنی تقریبا حدود ۱۳ درصد، کاهش یافت. در مجموع کشورهای تولیدکننده در خاورمیانه کاهش قیمت در ماه اوت ۱۹۶۰ جمعا موجب ۹۳ میلیون دلار خسارت به آنان در آن سال شد. این اقدام، هشدار مهمی به کشورهای نفت خیز بود و به شدت بر نگرانی‌های آنان درباره بیرون ماندن از حوزه تصمیم گیری درباره ذخایر و سرمایه‌های ملی حودشان افزود.

بر اساس یک گزارش محرمانه وزارت خارجه بریتانیا، از ابتدای دهه 1960، ایران و چند کشور دیگر نیز به طور جدی در اندیشه پی‌گیری طرح و ابتکار ونزوئلا برای تاسیس یک سازمان متحد متشکل از کشورهای صادر کننده نفت افتاده بودند. در اواخر تابستان 1960 و با کاهش ناگهانی بهای نفت خام در خاورمیانه، نمایندگان پنج کشور اصلی صادر کننده نفت (ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا) در تاریخ دهم تا چهاردهم سپتامبر در بغداد گرد هم آمدند و پس از مذاکراتی طولانی، در روز پایانی این نشست، به طور رسمی تصمیم به تاسیس سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) گرفتند.

در سال ایجاد این سازمان، پنج عضو مؤسس آن بر روی هم ۶۷ درصد از ذخایر نفتی جهان را در دست داشتند، ۳۸ درصد از جمع کل نفت جهان را تولید می کردند، و در حدود ۹۰ درصد نفت مورد داد وستد بازار بین المللی را فراهم می ساختند. به منظور تعیین سنگینی وظیفه ای که اوپک برعهده گرفته بود ـ این نکته را باید مخصوصا افزود که شرکت های مزبور جمعا درست بیش از ۵۰ درصد از میزان کل نفت خامی را که در سراسر جهان استخراج می شد تولید می کردند. منشور یا اساسنامه اوپک در دو قطعنامه بیان شده است. این دو قطعنامه در اولین کنفرانس تصویب شد و در ۱۴سپتامبر سال ۱۹۶۰ به امضای نمایندگان پنج کشور عضو موسس رسید و سپس به تصویب رسمی و نهایی دولت‌های این کشورها نیز رسید.

برخی از هدف‌های اصلی سازمان اوپک که در قطعنامه پایانی نخستین کنفرانس آن آمده از این قرار اعلام شد:

  1. کوشش از هر راه برای برگرداندن قیمت جهانی نفت خام به سطح قیمت‌های قبل از کاهش‌های اخیر.
  2. اتخاذ تدابیر لازم برای کنترل ها قیمت‌ها در سطح ثابتی نگاه و جلوگیری از نوسان قیمت غیرضروری.
  3. ضرورت تعیین قیمت جهانی نفت خام، بر اساس وضع بازار و با مشاورت کشورهای صادر کننده.
  4. پیدا کردن راهکاری برای تامین ثبات قیمتها و در پسش گرفتن ت کنترل میزان تولید برای حفظ مطلوب قیمتها
  5. انجام مطالعات و اقدامات لازم برای تامین درآمد ثابت برای کشورهای تولید کننده، در جهت تامین نفت مورد نیاز مصرف کنندگان و پرداخت حق احمه عادلانه ای به سرمایه گذاران و توزیع کنندگان.
  6.   سازمان دهی ارتباط منظم بین اعضای اوپک به منظور یکنواخت سازی و اتحاد در ت‌های نفتی کشورهای عضو و تعیین بهترین راه برای حفظ منافع کشورهای صادر کننده نفت، مزبور چه تک تک و چه با هم.

اسناد موجود نشان دهنده آن است که در مذاکرات اولیه برای تاسیس اوپک، دو دیدگاه عمده وجود داشت. دیدگاه ایران که صرفا از تاسیس اوپک قصد اقتصادی و افزایش درآمد از طریق کاهش وابستگی به شرکت‌های بزرگ نفتی و احقاق حق تولید کنندگان و صادر کنندگان در تعیین بهای جهانی نفت را طلب داشت و خواهان رویارویی ی با غرب و شرکتهای بزرگ نفتی نبود. دیدگاه دیگر متعلق به عراق بود که علاوه بر اهداف اقتصادی، می‌خواست از نفت، به جای یک کالا، به عنوان یک حربه بالقوه ی علیه غرب بهره جوید. در واقع در آن زمان حکومت عراق درگیر یک مناقشه جدی با کمپانی‌های بین‌المللی نفتی بود. به نظر محمد نجیب الربیعی رییس جمهور و عبدالکریم قاسم نخست وزیر نظامی آن کشور، شرکت‌های نفتی، در اقدامی با نیات ی و به فرمان رهبران کشورهای خود عرصه را بر عراق تنگ کرده بودند.

شرکت‌های بزرگ بین‌المللی حاکم بر بازار نفت و کشورهای آنان با دقت و دلواپسی تاسیس اوپک را  و مذاکرات آن را پی‌گیری می‌کردند. از یک سو در این شرایط مخالفت با نشکیل اوپک برای این شرکت‌ها ممکن نبود و از سوی دیگر رویارویی با این روند به ضرر بازار جهانی نفت بود و موجب خسارت تولید کنندگان و شرکنهای نفتی می شد و به سرعت شرایط را به سوی یک بازی دو سر باخت سوق می‌داد. در این وضعیت بود که دو طرف به درستی به این نتیجه رسیدند که نه وضع کنونی بازار جهانی نفت قابل تحمل است و نه اقدامات خودسرانه و نابخردانه عراق کمکی به بهبود وضع موجود می‌کند.

بنابراین بر اساس صلاحدید کشورهای موسس اوپک، بهترین راهکار، تغییر تدریجی وضعیت بغرنج آن هنگام، با انتخاب یک دبیرکل ورزیده، تحصیل کرده و دارای وجاهت و اعتبار بین‌المللی بود. پس از مذاکراتی سخت و طولانی، شاخص‌ترین چهره‌ای که برای ایفای چنین نقش تاریخی و مهمی برگزیده شد، دکتر فواد مدیر و حقوق دان برجسته ایرانی بود که در بین دیگر افراد مطرح از سعودی، عراق کویت و ونزوئلا واجد شرایط‌‌ترین فرد برای ثبت نام خود در تاریخ به عنوان نخستین دبیرکل اوپک بود. از روز 21 ژانویه سال 1961 رسما کار خود را در مقر نخستین اوپک در ژنو آغاز کرد. واقعیت این است که اگر نبود قدرت اداری، اجرایی و علمی و سوابق ممتد شغلی ، کشورهای عربی هرگز زیر بار انتخاب یک دبیرکل ایران، آن هم در ابتدای کار اوپک نمی‌رفتند. ولی نهایتا همه اعضا به این نتیجه رسیدند که در آن زمان، تجربه حقوقی و قدرت مذاکره و چانه زنی بیش از شعارها و فریادهای کشورهای تندروی عرب می تواند به احقاق حقوق ملی و افزایش درآمد نفتی کشورها منجر شود.

شرایط بازار جهانی نفت در آن زمان بسیار دشوار و پیچیده بود. از سویی شرکتهای بزرگ نفتی حاضر نبودند کشورهای تولید کننده و صاحب منابع نفتی را در شبکه توزیع و قیمت گذاری انرژی سهیم و صاحب رای کنند و از سوی دیگر، کشورهای نفتی از این وضع بسیار ناخشنود بودند و بیم آن می‌رفت که اگر چاره معقولی برای این امر گرفته نمی‌شد، دولتهای رادیکالی چون عراق نظرات تند خود را تحمیل کرده و بازار نفت را به اغاشاش بکشانند.

طبعا در شرایطی که نه وضع موجود و نه دورنمای قابل پیش بینی هی کدام به سود کشورهای نفتی و بازار انرژی نبود، اهمیت تاریخی کار فواد در به کرسی نشاندن تدریجی و مسالمت آمیز خواسته‌های برحق صادر کنندگان نفت، بدون ایجاد اخلال در چرخه توزیع و درآمدهای نفتی آن کشورها، بیشتر آشکار می‌شود.

در ماه‌های آغازین تاسیس اوپک و دبیرکلی فواد ، مسایل جدی مختلفی فراروی کشورهای عضو بود. یکی از این موارد نحوه تعامل اوپک با اتحاد جماهیر شوروی به عنوان یک تولید کننده تاثیرگذار و خارج از اوپک نفت بود.

از ابتدای مذاکرات برای تاسیس اوپک، دیدگاه موسسان این سازمان این بود که کشورهای نفت خیز اروپایی و دو ابرقدرت عمده جهان به عنوان عضو وارد این مجموعه تازه تاسیس نشوند. با این همه، تاثیرگذاری غیرقابل انکار شوروی در بازار انرژی، اوپک را ناگزیر به ارتباط و تعامل با مسکو می‌کرد.

بر اساس یک گزارش سری تهیه شده توسط وزارت بازرگانی بریتانیا، اوپک در زمینه بازار انرژی در چهار زمینه مشترک با شوروی هم گام بود: رسیدن به ثبات قیمت گذاری نفتی، تشکیل یک جبهه متحد در برابر شرکتهای بزرگ نفتی، هماهنگی در تعیین میزان تولید و تحقیق درباره معیارهای قیمت گذاری جهانی نفت.

جذب شوروی، چه به عنوان عضو کامل و چه به عنوان کشور متحد خارج از اوپک از جهات مختلف می‌توانست دستاوردی مهم برای آن سازمان تلقی شود، ولی بروز دشواری‌هایی مانع تحقق این هدف شد.

کشورهای عضو اوپک از یک سو نگران بودند که ورود شوروی به این سازمان موجب تبدیل برخورد با مقوله نفت از "کالا" به "ابزار ی" شده و شرکتهای نفتی و آمریکا، اوپک را بخشی از مقوله جنگ سرد دو ابرقدرت ارزیابی کنند.

مشکل دیگر که بی ارتباط با مشکل نخست هم نبود این بود که برخی از اعضای اوپک نگران بودند که شوروی با ورود خود به این سازمان، آن را به نفع اردوگاه شرق قبضه کرده و مجددا صدای کشورهای کوچک نفت خیز شنیده نشده و خواسته‌های آنان به جایی نرسد.

البته این معضل به نوعی درباره کشورهای نفت خیز عرب نیز وجود داشت. آنان با تاسیس سازمان کشورهای عرب صادر کننده نفت در تلاش بودند تا رهبری و اداره واقعی اوپک را در دست خود بگیرند، ولی دست کم در آن زمان با تلاش ایران و ونزوئلا و درایت فواد ، این تلاش به جایی نرسید.

فواد در سال 1286 (1907 میلادی) در تهران به دنیا آمد. در دانشگاههای آکسفورد و لندن حقوق خواند و سالها بعد، دکترای حقوق خود را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. کار حقوقی نفتی خود در ایران را در طول سالهای جنگ جهانی دوم از بخش حقوقی شرکت نفت انگلیس و ایران (Anglo Iranian Oil Company/ AIOC) آغاز کرد. او پس از ملی شدن صنعت نفت ایران، از جمله متخصصان شاخص ایرانی بود که به خوبی توانست جای کارشناسان و مدیران بریتانیایی خارج شده از ایران را پر کرده و به مقامهای مشاورت ارشد حقوقی در شرکت ملی نفت ایران برسد. در دهه 1950 به عضویت هیات مدیره شرکت نفت درآند و سپس قائم مقام شرکت ملی نفت ایران شد. او در آغاز سال 1961 به عنوان نخستین دبیرکل اوپک انتخاب شد و سه سال و نیم در این سمت باقی ماند.

فواد بلافاصله پس از انتخاب به دبیر کلی اوپک در دومین نشست آن سازمان در کاراکاس در 21 ژانویه 1961، با فروتنی خود را مفسر مقاصد کشورهای عضو اوپک مواضع خود را اعلام کرد. در تطقی فصیح در اولین سخنرانی خود به عنوان دبیرکل اوپک اعلام کرد: "ما در این سازمان گرد هم نیامده‌ایم تا با گروهی رویارویی کنیم، یا برای چرخه منظم صدور نفت به مصرف کنندگان مشکل ایجاد کنیم، یا از موقعیت قوی و انکارناپذیر خود در این امور استفاده کنیم. ما این جا هستیم تا با اتخاذ تهای هماهنگ، از منافع عالی ملت‌های خود از منابع طبیعی سرزمین خود حفاظت کنیم."

در یک ارزیابی بی‌طرف ، چنان که در متون رسمی درباره تاریخ اوپک نیز تصریح شده، باید گفت که سازمان اوپک و کشورهای عضو آن مدیون قدرت مذاکره و چانه زنی، تلاش‌ها و درایت‌های مدیریتی و تخصصی هستند. با کوشش او و همکارانش بود که تولید و صادرات نفت خام از مرحله سنتی و اولیه به دوره مدرن و با حضور و مشارکت و تصمیم گیری صاحبان منابع نفتی وارد شد. توانست ضمن حفظ و ارتقای حقوق مادی و معنوی کشورهای عضو اوپک، از رویارویی خصومت بار با شرکتهای بین‌المللی و و وقفه در چرخه تولید و صادرات نفت نیز جلوگیری کند.

در پانزده ساله میان کناره گیری فواد و سقوط نظام سلطنتی در ایران از 1964 تا 1979، به خصوص در سالهای 1973 تا 1977 ایران توانست بر اوپک و ت گزاری‌های آن مسلط شود. این امر از یک سو ناشی از عدم همراهی ایران در تحریم نفتی اعراب علیه غرب در جریان جنگ اعراب و اسراییل در سال 1973 و جهش ناگهانی بهای جهانی نفت خام بود و از سوی دیگر ناشی از گشترش و عمق یافتن مناسبات راهبردی با اروپا و آمریکا به عنوان متحد اصلی غرب در مناطق خاورمیانه و خلیج فارس بود.

اکنون 47 سال از پایان دوران دبیرکلی فواد در اوپک می گذرد. در این مدت ایران به دلایل مختلفی نتوانسته یک بار دیگر به این جایگاه دست یابد. از آن زمان به بعد سه عراقی، سه کویتی، یک سعودی، سه ونزوئلایی، پنج اندونزیایی، سه لیبیایی، یک الجزایری، چهار نیجریه‌ای، یک قطری، یک اکوادوری و یک گابونی به سمت دبیر کل اوپک انتخاب شده اند. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در چندین نوبت ایران تا آستانه احراز مجدد این سمت پیش رفت و نامزدهایی (از جمله حسین کاظم پور اردبیلی در چند مرحله) را برای احراز این سمت معرفی کرد، ولی لابی عربی با حمایت از عراق مانع این انتخاب شدند.

پس از اتمام دوره دبیرکلی فواد در اوپک، عبدالرحمان البزاز عراقی به دبیرکلی اوپک انتخاب شد. نیز با حفظ سمت کاملا تشریفاتی و بی اثر مشاور نخست وزیر، در اواخر سال 1964 به عنوان استاد میهمان مطالعات ایران و اسلام به دانشگاه کلمبیا در آمریکا رفت. موضوعاتی که او تدریس می کرد تاریخ تصوف، ادبیات، و تاریخ ایران و به خصوص تاریخ قاجار بود. ولی چهار ماه بعد به تهران احضار شد. او به دلیل سابقه کاملا موفقش در اوپک، پس از چندی به به ندت سه سال به عنوان نخستین مدیر کل سازمان تازه تاسیس پیمان عمران منطقه‌ای (آر.سی.دی/ پیمان همکاری منطقه‌ای ایران،ترکیه و پاکستان) منصوب شد. شغلی که به اعتقاد خود او، برخلاف دبیر کلی اوپک کاری بی‌حاصل بود.

درست است که بیشتر شهرت و اعتبار فواد با نفت، اوپک و تاریخ آن گره خورده، ولی پژوهشگران و علاقمندان به تاریخ، ادبیات و علوم انسانی با کارنامه او در دیگر زمینه‌ها هم آشنایی دارند. علاوه بر زبان مادری فارسی، به زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی، عربی و فرانسه آشنایی کامل داشت.

برخی از اثار او در زمینه‌های مختلف از این قرارند:

ترجمه: الهی نامه فریدالدین عطار نیشابوری، از فارسی به فرانسه (1340)، پاسخ به ایوب نوشته کارل گوستاو یونگ از آلمانی به فارسی(1350)، جمهور افلاطون از فرانسه و انگلیسی به فارسی (1335)، روان شناسی و دین نوشته یونگ از انگلیسی و فرانسه به فارسی (1352)، کلیات زیبا شناسی نوشته بندتو کروچه از ایتالیایی به فارسی(1344)، هنر و زیبایی شناسی نوشته آرتور شوپنهاور از انگلیسی و فرانسه به فارسی (1375)، پارسیان نوشته اسخیلوس از انگلیسی به فارسی (1387)

تصحیح ادبی: تصحیح الهی نامه عطار با مراجعه به 21 نسخه خطی از کتابخانه‌های ایران و اروپا (1339)

تالیفات تاریخی: تاریخ اوپک (1350) به انگلیسی/ ترجمه فارسی از منوچهر ، تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران (1352)، صنعت نفت ایران بیست سال پس از ملی شدن (1356)، زندگی ی مصدق در متن نهضت ملی ایران (1366). این چهار کتاب بسیار باارزش و مرجع تک جلدی را به نوعی می توان اثری پیوسته و چهارگانه در باب تاریخ صنعت نفت ایران قلمداد کرد که فواد در چهار دوره مختلف از زندگیش از چهار منظر مختلف موفق به تحقیق و نگارش آن‌ها شده است.

آنانی که فواد را از نزدیک می شناختند، سوای ارزش‌های شغلی و حرفه ای، از او به عنوان یک دایره‌المعارف متحرک یاد می‌کنند. علاقه و شهوت پایان ناپذیر او به کتاب و مطالعه و نوشتن، زبانزد فرهیختگان ایرانی و غیرایرانی مرتبط با او بود و در این زمینه داستانهای زیادی از زندگی خصوصی او نقل کرده‌اند.

در یکی از یادمانده‌هایی که پس از درگذشت در نشریات مختلف بین‌المللی منتشر شد، نوشته شده که یک بار که در حال مطالعه و تحقیق در منزل مسیش بود، آتش سیگار به روی کلاهش افتاد و خانه را به آتش کشید، ولی همچنان غرق مطالعه بود و تا آخرین لحظه‌ای که آتش سوزی در حال گسترش به همه جا بود، متوجه این حادثه نشده بود و نزدیک بود جانش را در این ماجرا از دست دهد.

دکتر هنرمند و هنرشناس هم بود. او ضمن آن که نوازنده ماهر تار و پیانو بود، یکی از اعضای موسس انجمن فیلارمونیک تهران در دهه 1330 در تهران بود که در راه گسترش و آشتی موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی تلاش می‌کرد.

دکتر فواد در سال 1358 ایران را ترک کرد. او پس از چند سال اقامت در ژنو، در شهر لندن ساکن شد. در این مدت او چندین کتاب تالیف و ترجمه کرد. نهایتا در سن ۹۴ سالگی در دهم بهمن ماه ۱۳۸۲ (30 ژانویه 2004)، پس از تحمل چند سال بیماری آایمر در یک آسایشگاه سالمندان در لندن درگذشت.

اکنون بیش از پنجاه سال از تاسیس اوپک سپری شده، ولی به نظر می‌رسد که در طول این مدت، حتی با وجود ریاست تشریفاتی کنونی وزیر نفت ایران بر نشست عمومی آن، به تدریج از قدرت و نفوذ ایران در این سازمان کاسته شده است.

البته در مقابل، جمعی نیز معتقدند که به دلیل دگرگونی و تغییرات شگرفت بازار انرژی، اساسا خود اوپک نیز از اهمیت و جایگاه نیم قرن قبل خود برخوردار نیست و کشورهای عضو، به دلایل ی و نفع طلبی های کوتاه مدت، چندان خود را متعهد به وحدت ت و رویه با دیگر هموندان خود در این سازمان نمی‌بینند. با این همه حتی امروز نیز کمنر کسی منکر تداوم اهمیت اوپک ولو با کاهش قدرت و دامنه نفوذ است.


 

    انسان ازبدوتولد نسبت به محيط خويش كنجگاو بوده و تلاش كرده است كه مسائل پيچيده وبغرنج زندگي خودرا حل كند. روش هايي كه انسان براي حل مسائل يا پاسخ دادن به سئوال هاي خود انتخاب كرده، متفاوت بوده است. منابعي كه انسان به كمك آنها برمسائل خودچيره گشته است، عبارتند از:

1-     تجربه   

2-     استدلال قياسي

3-     استدلال استقرايي

4-     صاحب نظران

5-     روش علمي

تجربه :

تجربه ابتدايي ترين راهي است كه انسان براي حل مسائل خودازآن استفاده كرده وتوانسته قسمت عمده اي از معرفت خودرابه ديگران منتقل كند. تجربه عليرغم تمام مزايايي كه به عنوان يك منبع اطلاعاتي دارد، ازيك نقص كلي و عمده به نام محدوديت برخورداراست. ميزان وشدت تاثيريك حادثه دريك شخص به ويژگي هاي شخصيتي و فيزيولوژيكي اوبستگي دارد.  دو نفر انسان ازيك موقعيت واحد، تجربه هاي متفاوتي كسب مي كنند. به عنوان مثال، دومشاهده كننده ازيك كلاس واحد، دريك زمان معين، ممكن است گزارش هاي درست ولي كاملا متفاوتي تهيه كنند. يكي ممكن است فعاليت هاي آموزشي صحيح راگزارش كند، ولي ديگري به اشتباهات توجه داشته باشد.

  نقطه ضعف ديگرتجربه، اين است كه بعضي اوقات انسان نيازمنداطلاعاتي است كه يك شخص نمي توانددربرخي از موارد آن راازطريق تجربه بياموزد. به عنوان مثال ، يادگيري رياضيات توسط يك كودك تقريبا غيرممكن است.

بنابراين تجربه به عنوان ابزارعلمي دركشف واقعيت ها ، محدوديت هايي دارد كه پژوهشگربايدبه آن توجه داشته باشد1

آنچه مسلم است تجربه یکی از عناصر انکار ناپذیر در کسب اطلاعات است بسیاری از بزرگان دین تجربه را اعلم بر فراگیری دانش دانسته اند . صرف زمان و احصاء تجربیات ذیقیمت متاعی نیست که در هر بازاری عرضه شود. بنابر این جوامعی که از این شاخصه در اجرای امور خود کمتربهره می برند ، همواره در دور باطل قرار دارند و می بایست دائما بیازمایند که آزموده را آزمودن خطاست . مسئله مهم دیگر آن است که میزان کسب تجربه به میزان مواجه شدن با پدیده بستگی زیاد دارد وااما به سن فرد ارتباطی ندارد هرچه بیشتر با پدیده مواجه شده باشد. تجربه بیشتری بدست می آورد. هرگز این عبارت پند آموز فراموش نشود :

آنانکه به تجربیات دیگران بی اعتنا هستند ، اشتباهات را از نو تکرار می کنند.

 استدلال قیاسی:

     ابتدا به تعریف استدلال توجه می کنیم با جستار در لغتنامه استاد دهخدا معنی استدلال را اینگونه می یابیم:

     دليل خواستن . (منتهي الارب ). دليل جستن . گواهي خواستن . (غياث) ). دليل آوردن    (منتهي الارب ) (غياث ).دليل کردن . دليل گرفتن . (تاج المصادر بيهقي ) (زوزني ). بدليل     ديده نيامد که بدان استدلالي دست دادي . (کليله ودمنه).درين معامله يک بيت ازرقي بشنو نه بر طريق تهجّي بوجه استدلال2 .

استدلال قياسي به عنوان يك فرآيند تفكرعبارت است ازقراردان واقعيت ها دركنارهم واستخراج يك نتيجه.  به اين معني كه پژوهشگرباعنايت به كليات به جزئيات مي پردازد. اين روش ازسه مرحله:

1. مقدمه كبري

2. مقدمه صغري

3. نتيجه گيري

تشكيل شده است. ازمحدوديت هاي آن اين كه هيچ گاه نمي تواند ازمحدوده مقدمه تجازكند. بنابراين براي دستيابي به نتيجه اي درست بايدمقدمه را صحيح تدوين كرد. دراستدلال قياسي مي توان باترسيم روابط موجود، روابط جديدي كشف كرد، ولي هرگزنمي توان ازآن به عنوان منبعي براي توسعه وتوليداطلاعات جديد استفاده كرد، لذا پژوهش هاي علمي نمي توانند تنها براين گونه استدلال ها استوارباشند. باوجوداين محدوديت ها،  بااستفاده ازآن مي توان بين نظريه ومشاهده رابطه برقراركرد وبه كمك آن بااستفاده ازنظريه ها، وقوع برخي از پديده ها راپيش بيني كرد. ارسطو وپيروانش دركشف واقعيت ازاستدلال قياسي استفاده كردند. مثال:

مقدمه كبري: همه داران دستگاه تنفس دارند.

مقدمه صغري: همه خرگوش ها دارند.

نتيجه گيري: همه خرگوش ها دستگاه تنفسي دارند1.

آنچه توسط مدرس محترم درس مذکور نقل شد در موضوع روش تحقیق استدلال از ارکان مهم در امر تحقیق است . در اصل با اریه استدلال می توان روند تحقیق را در قالب مشخص و علمی ادامه داد و از آن در جهت اجرای امور بهره برد .استدلا ل در دوقسم در این جلسه ذکر شد. آنچه در علم تحقیق به آن می توان صحه گذاشت . آن است که قیاس کردن از کل به جز مصداق استقلال قیاسی ایست در اصل هرگاه روش استدلال و مقلیسه ما از پدیدهایی بزرگ برای اثبات موضوع خرد تری صورت پذیرد این امر اتدلال قیاسی نامیده می شود .

 استقلال استقرایی:

فرانسيس بيكن شيوه جديدي براي شناخت واقعيت پيشنهادكرد. او معتقدبودكه پژوهشگربايدبراساس واقعيت هايي كه مستقيما مشاهده مي كند به نتيجه گيري به پردازد. ازنظربيكن انسان نبايد بدون طرح "چرا" فرضيه اي را كه صاحب نظران ديكته       كرده اند، به پذيرند.

 روش استدلال استقرايي برعكس استدلال قياسي است. تفاوت اين دوروش درمثال زير مشخص مي شود :

 

 

 

 الف) استدلال قياسي: مثال قبلا آمده است.

ب) استدلال استقرايي:

 - هرخرگوشي كه تا به حال مشاهده شده است، دستگاه تنفسي داشته است.

-  بنابراين ، تمام خرگوش ها دستگاه تنفسي دارند.

   همان طوري كه گفته شد، دراستدلال استقرايي نتايج بامشاهده نمونه وتعميم به كل، حاصل مي شود. دراين روش براي رسيدن به يك نتيجه مطلوب ، همه نمونه ها بايدموردبررسي قرارگيرند. اين عمل درروش بيكن استنتاج ناقص شناخته شده است. درمثال فوق ، چنان چه پژوهشگر به خواهد مطمئن شود كه همه خرگوش ها دستگاه تنفسي دارند يا نه، بايد تمام خرگوش هاي دنيارامورد بررسي قراردهد، اما چنين عملي ميسر نيست. بنابراين ، پژوهشگرااما به نتايج ناقصي متكي است كه از مشاهده هاي ناقص به دست آمده است.  به هرحال اگرچه اطلاعات ناقص موجب نتيجه گيري درست و بدون خطانمي شود، ولي ازآنها مي توان به منظوركسب يك بينش يا بصيرت كلي استفاده كرد.

 استدلال استقرايي تنها موقعي قابل اعتماداست كه گروه موردپژوهش كوچك باشد1.

استاد محترم برای توجه دانشجویان به موضوع ذکر شده به شکل ساده این استدلال را برعکس استدلال قیاسی خواند ، بر این پایه اثبات و قیاس موضوع جزیی و تسری دادن آن به موضوع کلی را روش استدلال استقرائی گویند.

صاحب نظران:

مواقعي وجودداردكه انسان درباره پديده خاصي داراي تجربه شخصي نيست يا مسائلي كه انسان ازطريق تجربه قادربه پاسخگويي به آن نيست. درچنين شرايطي دست نيازبه طرف صاحب نظران دراز مي كند. به اين معني كه انسان راه حل مشكلاتش راازشخصي مي پرسد كه قبلا با آن مواجه وبرآن فائق آمده است. درچنين مواقعي اظهارنظرصاحب نظرن به عنوان يك واقعيت مستند موردقبول قرارمي گيرد. به عنوان مثال ، معلم تازه استخدام به منظورحل مسائل خودازمعلمان يا كارشناسان آموزشي باتجربه كمك مي گيرد.

اعتماد به صاحب نظران به عنوان يك منبع دستيابي به واقعيت، داراي معايبي به           شرح زيراست:

1)     صاحب نظران ممكن است اشتباه كنند.

2)   وجوداختلاف نظر بين صاحب نظران برسرمساله واحد، بيانگراين واقعيت است كه غالب نظرهاي آنها براساس عقايد شخصي است نه واقعيت ها1.

براساس نظر مدرس محترم امور تخصصی می بایست بر عهده صاحبان خرد مربوط باشد و در این موقوله اجماع عوام ملاکی برای پذیرش نیست.

   روش علمي:

باتوجه به محدوديت هاي استدلال هاي قياسي واستقرايي، دانشمندان به اين نتيجه رسيده اند كه مهم ترين جنبه هاي دوروش قياسي واستقرايي راتركيب كنند وروشي به نام روش علمي رامعرفي كنند.

 روش علمي به فرآيندي اطلاق مي شود كه ازطريق آن پژوهشگر، ابتدا به صورت استقرايي بااستفاده ازمشاهدات خود، فرضيه يافرضيه هايي را صورت بندي مي كند،سپس باعنايت به اصول استدلال قياسي به كاربرد منطقي فرضيه مي پردازد. درنتيجه اوقادراست به كمك فرضيه تدوين شده، رابطه بين متغيرهاراپيش بيني كند. چنان چه اين پيش بيني بااطلاعات جديدسازگارباشد، مجددا فرضيه موردپژوهش آزمون مي شود تاتاييد شود.

 درمباحث علمي، غالبا مفاهيم پژوهش وروش علمي به صورت مترادف به كاربرده   مي شوند.  پژوهش روندي رسمي تر، منظم تروقوي ترازروش علمي است. روح علمي رامي توان بدون پژوهش به كارگرفت، ولي پژوهش علمي رانمي توان بدون روش وجوهرعلمي انجام داد. بنابراين، پژوهش مرحله تخصصي تري ازروش شناسي علمي است.

 مراحل روش علمي

 جان ديويي مراحل روش علمي را به شرح زيرتقسيم كرده است:

1-     احساس مشكل يا مسئله

2-     تعيين وتعريف (وتحدید) مشكل يا مسئله

3-     تدوين فرضيه (مدت بندی و ارایه راهکارههای ممکن) 

4-     استدلال به شيوه قياسي درباره نتايج راه حل هاي پيشنهادشده

5-     آزمون فرضيه

6-     حل مسئله

 درواقع، پژوهشگر به وسيله فرضيه، توضيح آزمايش نشده اي يا راه حل آزمون نشده اي را براي مسئله فراهم مي سازد. براي اين كه فرضيه مستند وبريافته علمي استوارباشد، پژوهشگر بايدپيشينه ياتاريخ تحقيق رادقيقا مورد مطالعه قراردهد. سپس باتوجه به دلايلي كه فرضيه براساس آنها تدوين شده است نتيجه گيري مي كند (استدلال قياسي).  به اين معني كه اگرفرضيه درست باشد چه رويدادي بايدمشاهده شود. پس ازجمع آوري داده ها ، عمل تجزيه وتحليل شروع مي شود. به اين معني كه آيا پژوهشگردلايل كافي براي تاييد فرضيه ارائه مي دهد ياخير. درروش علمي هيچ پژوهشگري ادعاي اثبات فرضيه راندارد، زيرا اين كارزماني ميسراست كه فرضيه به صورت حقيقت محض باشد.


 

به زبان ساده تحقیق کیفی چیست ؟

تحقیق کیفی برای درک و تبیین پدیده‌های پیچیده اجتماعی از داده‌های کیفی نظیر داده‌های حاصله از مصاحبه، مشاهده مشارکتی، مستندات، پرسشنامه و . استفاده می‌کند. پیدایش تحقیق کیفی به وجود عامل انسانی مربوط می شود. در این روش برای دیدگاههای افراد مورد تحقیق ارزش قایل می‌شوند، محقق و تحقیق شونده با یکدیگر در رابطه متقابل در نظر گرفته می‌شوند، هم به توصیف می‌پردازد و هم تبیین و برای گردآوری داده به گفته‌ها و رفتارهای قابل مشاهده افراد تکیه می‌کند. ویژگیهای تحقیق کیفی • استفاده از داده‌های کیفی نظیرداده‌های حاصل از مشاهده، مصاحبه مشارکتی، اسناد و. • توجه عمده به پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی • تاکید بر وجود انسان و معنا و مفهومی که انسان در نظر دارد • تاکید بر رابطه متقابل میان محقق و مورد تحقیق ویژگیها و رویکرد تحقیق کیفی • فرض این است که دنیای اجتماعی همیشه ساخته بشر است نه کشف بشر، بنابراین عمل تفسیری سعی دارد تا واقعیت را همان گونه که به وسیله پاسخگویان دیده شده و تجربه شده است، به دست آورد. • سعی دارد تا رفتارهای معنی‌دار بشر و تفسیرهایی که مردم از خود و دیگران ارائه می‌دهند را تعبیر نماید • گروه کوچکی از پاسخگویان را مطالعه می‌کند • هدفش مطالعه واقعیت از درون است نه از بیرون • عموما از متغیرها و اندازه‌های کمی استفاده نمی‌کند • تکنیکهای نمونه‌گیری تصادفی را به کار نمی‌گیرد • سعی دارد تا بدون هیچ گونه پیش‌فرضی با واقعیت رو به رو شود • محقق و مطالعه شونده را به عنوان دو عنصر مهم و برابر از یک وضعیت در نظر می‌گیرد • تلاش می‌‌کندواقعیت از طریق کنش متقابل به دست آید • روشهایی را به کار می‌گیرد تا داده‌های توصیفی را آن گونه که پاسخگویان با بیان خودشان ارائه می‌کنند، تولید نماید. • سعی می‌کند تا مردم را درک کند و بفهمد نه اینکه آنها را اندازه‌گیری نماید • سعی دارد تا اطلاعات جمع‌آوری شده را به صورت کامل ارائه نماید نه از طریق کمی و تحلیل آماری • جستجوی تفسیری نهایتا جستجویی اخلاقی خواهد بود • تلاش می‌کند تا معانی و قوانین عمل اجتماعی را کشف کند. موارد استفاده از تحقیق کیفی • مطالعه پدیده‌های روزمره که به طور طبیعی روی می‌دهند • توجه به دانش و مفاهیم محلی و روشن کردن معنای وقایع به منظور تفسیر اطلاعات کیفی • بررسی وقایع در بستر و بافت اجتماعیشان. معنای وقایع توسط شرکت کنندگان و از طریق تعامل اجتماعی آنها ساخته شده است • تولید اطلاعات. اطلاعات درباره وقایع و درباره دانش از طریق تشریک مساعی افراد فراهم می‌شود . مهارت مصاحبه کننده در برانگیختن مردم برای گفتگو درباره خودشان اهمیت بسیار دارد • دریافتهای افراد بر اساس عقل سلیم( مردم روش) • تمایز قایل شدن میان دانش محلی و علوم اجتماعی. دو سیستم معنایی، دو چارچوب مرجع( محقق و گروه تحت مطالعه) • شناخت دریافتهای افراد بر اساس عقل سلیم( مردم روش) یک فرد بر اساس چه درکی به عمل مقتضی دست می‌زند. نمونه‌های مهم کاربرد تحقیق کیفی • موضوع مهم، فرآیند پیچیده و عوامل دخیل متعدد( ازدواج، طلاق و مهاجرت) • شناخت محدود، موضوع کاملا شخصی و دور از منظر عمومی( طلاق) • تفاوت موارد زیاد، غیر قابل تبیین با تئوریهای موجود، موارد مشابه در جامعه مورد مطالعه و عدم وجود تفاوت بارز میان افراد عضو جامعه مورد مطالعه • واقعه تا اندازه‌ای تحت تاثیر تصمیم و انتخاب شخصی یا گروهی باشد مانند مشارکت و عدم مشارکت در برنامه‌های بهداشتی و آموزشی • موضوع کمیاب، نادر و ثبت جزئیات آن اهمیت بسیار داشته باشد( قحطی، پناهندگان، انقلاب، بلایای طبیعی ، کشف معادن) • تغییرات بسیار سریع باشد( فروپاشی شوروی) • موضوع جدید باشد، نتوان به صورت آشکار آن را بررسی کرد( روابط جنسی در سنین پایین، روابط خارج از ازدواج، مهاجرت غیر قانونی) • موضوع غیر قابل مشاهده، اما به صورت غیر مستقیم و توسط اعتراض مردم بیان می‌شود، مانند تبعیض، ترس و وحشت مبانی فلسفی تحقیق کیفی • پارادایمها: نظامی از باورهای بنیادی که اصول پژوهش و آموزش، ماهیت جهان، جایگاه فرد در‌آن و دامنه روابط احتمالی او نسبت به جهان و اجزاء را مشخص می‌کند( پایه‌های آن باورهای ایمانی است) • پارادایمهای تحقیق کیفی( پوزیتیویستی - به طور عمده کمی- تفسیری، انتقادی) پارادایمها(پیش‌فرضها)ی تحقیق کمی و کیفی • پوزیتیویسم: واقعیت(از جمله واقعیت اجتماعی) عینی و مشخص است و می‌توان آن را به کمک ویژگیهای قابل اندازه‌گیری مستقل از محقق و ابزارهای اواندازه گرفت. آزمون فرضیه و تلاش برای افزایش پیش‌بینی و کنترل. تاکید بر روش • تفسیری. دسترسی به واقعیت اجتماعی تنهااز طریق فهم سازه‌های اجتماعی نظیرزبان ، خودآْگاهی و معانی مشترک میسر است.مبنای فلسفی آن هرمنوتیک وپدیدار شناسی است. • انتقادی. واقعیت اجتماعی در گذر تاریخ شکل می‌گیرد. افراد می‌توانند به طور آگاهانه برای تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادیشان عمل کنند. وظیفه تحقیق انتقادی، انتقاد اجتماعی است تا شرایط محدود کننده را نمایان سازد، تضادها و تعت را نشان دهد تا انسان را از قید و بندهای ایدئولوژیک و اجتماعی آزاد کند. انتقادهای وارده به پوزیتیویسم (درون پارادایمی) • بی‌توجهی به بستر و زمینه.متغیرها از بسترو زمینه جدا می‌شوند و اثرات آنها به طور مجزا مورد بررسی قرار می‌گیرد. • بی‌توجهی به معنایی که انسانها به فعالیتهایشان می‌دهند. • تعمیم‌ناپذیری در موارد منحصر به فرد، • بی‌توجهی به بعد اکتشافی و فرآیندهای کشف روابط واقعی انتقادهای برون پارادایمی به پوزیتیویسم • واقعیات صرفا در درون چارچوبهای نظری واقعیت محسوب می‌شوند و فرضیه‌ها و مشاهدات مستقل نیستند. • ماهیت تعاملی پدیده و محقق • تئوری‌ها خود بیانیة‌های ارزشی هستند و تئوری و ارزش از هم جدا نیستند. مقایسه دستگاههای فلسفی تعریف به جایگاه تحقیق کیفی تعریف تحقیق کیفی به اجزاء ویژگی داده‌های کمی وکیفی • داده‌های کمی • ساده هستند • فاقد هویت شخصی‌اند • قابل شمارشند • داده‌های کیفی • شخصی هستند • پیچیده و چند وجهی هستند( شامل جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی ، اعتقادات و.) • نمی‌توان آنها را به راحتی به واحدهای ساده به عنوان یک متغیر تقلیل داد اصول روش تحقیق کیفی • باز بودن • تحقیق به صورت تعامل ارتباطی میان محقق و پاسخ‌دهنده است • خصلت بازتابی موضوع و تحلیل • ماهیت فرآیندی تحقیق و موضوع • تبیین( نشان می‌دهد که چه رویکردی باید در ارتباط با پاسخ دهندگان به کار گرفت) • انعطاف‌پذیری مقایسه اصول تحقیقات اجتماعی در روشهای کمی و کیفی محدودیتهای تحقیق کیفی از دید منتقدان • محدودیتهای مربوط به تعمیم یافته‌ها: به دلیل کوچک بودن نمونه، نمونه‌گیری هدفدار، عدم امکان کنترل در مرحله جمع‌آوری داده ، شخصی بودن تحلیل قابلیت تعمیم کاهش می‌یابد • محدودیتهای مربوط به اعتبار نگرشهای درونی. نوعی انحراف در گزارش وقایع از طرف اشخاص درگیر در واقعه (هشیاری محقق ، ایجاد اطمینان در محرمانه بودن پرسشنامه) • عدم امکان تکرار نتایج. • مشکل بودن ارزیابی اهمیت نسبی اجزاء یک تئوری کیفی تعریف تحقیق کیفی به انواع • تحقیق بنیادی توصیفی:چگونگی پیدایش شهر • تحقیق بنیادی تبیینی:چرایی از بین رفتن تمدنها • تحقیق بنیادی اکتشافی: انعکاس باورهای دینی در رفتار روزمره بومیان • تحقیق بنیادی پیش‌بینی: آینده خانواده • تحقیق کاربردی توصیفی:چگونگی شکل گیری اصناف در ایران • تحقیق کاربردی تبیینی: چرایی تغییر نگرش نسبت به تعداد فرزندان ایده‌آل • تحقیق کاربردی اکتشافی: انعکاس زندگی روزمره در سینمای ایران پس از انقلاب • تحقیق کاربردی پیش‌بینی: آینده سازمانها • تحقیق توسعه‌ای توصیفی: چگونگی شکل گیری گروههای غیر رسمی در یک سازمان خاص • تحقیق توسعه‌ای تبیینی: چرایی پایین بودن انگیزه در یک سازمان خاص • تحقیق توسعه‌ای اکتشافی:نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدید‌های یک سازمان • تحقیق توسعه‌ای پیش‌بینی:تدوین استراتژی‌های یک سازمان روشهای کیفی( دیوید سیلورمن، 1993) • مشاهدات( مخفی، آشکار،مشارکتی، غیر مستقیم) • مصاحبه‌ها • تحلیل متن(تحلیل محتوا ) • دستنویس گفتگوها نویسنده: محمد تقی‌زاده مطلق


گراندد تئوری Grounded Theory تئوری بنیادی(که با نام های تئوری برخواسته از داده ها، تئوری زمینه ای و تئوری داده بنیاد نیز شناخته می شود) یک روش تحقیقی عام، استقرایی و تفسیری است که در سال 1967 توسط بارنی گلیزر و انسلم اشتراوس بوجود آمد (گلیزر و اشتراوس، 1967). هرچند، تئوری بنیادی با الگوهای پیشین روش های تحقیق مرتبط بوده و به صورت ناگهانی و بدون مقدمه بوجود نیامده است. تئوری برخواسته از داده ها (نظریه بنیادی) یک روش پژوهشی استقرایی و اکتشافی است که به پژوهشگر در حوزه های موضوعی گوناگون امکان می دهد تا بجای اتکا به تئوری های موجود و از پیش تدوین شده خود به تدوین تئوری و گزاره اقدام نماید. این تئوری ها و گزاره ها به شکلی نظام مند و بر اساس داده های واقعی تدوین می شود. واژه گراندد در این موضوع نشانگر آن است که هر تئوری و گزاره ای که بر اساس این روش تدوین می شود بر زمینه ای مستند از داده های واقعی بنیان نهاده شده است. در واقع گراندد تئوری روشی است برای کسب شناخت پیرامون موضوع مورد مطالعه، و موضوع یا موضوعاتی که قبلا در مورد آنها تحقیق جامع و عمده ای نشده است و دانش ما در آن زمینه محدود است. گلیزر و اشتراوس در سال 1967 برای اولین بار این راهبرد اجرایی پژوهش کیفی را در کتاب خود مطرح کردند: موضوع اصلی کتاب ما، کشف تئوری بر اساس گردآوری نظام مند داده در پژوهش های علوم اجتماعی است. هر فصل این کتاب بر مراحلی می پردازد که ما در فرایند تولید تئوری پشت سر گذاشته ایم. انگیزه اصلی از معرفی این تئوری رسیدن به مرحله ای از شناخت در مورد موضوع مورد مطالعه است که ما را قادر می سازد نظریه ای را که ساخته ایم بر اساس داده های واقعی استحکام بخشیم. گلیزر (1992) تئوری گراندد را این گونه تعریف می کند: تئوری گراندد " بر اساس تولید سیستماتیک نظریه از داده ها بنا شده است، که خود آن به صورت سیستماتیک از تحقیق اجتماعی بدست آمده است." اشتراوس و کوربین در سال 1994 در یک تعریف مشابه گراندد تئوری را این گونه تبیین کرده اند: منظور از تئوری داده بنیاد ، نظریه برگرفته از داده هایی است که در طی فرایند پژوهش به صورت نظام مند گردآوری و تحلیل شده اند. در این راهبرد، گردآوری و تحلیل داده ها و نظریه ای که در نهایت از داده ها استنتاج می شود، در ارتباط نزدیک با یکدیگر قرار دارند. پژوهشگر به جای این که مطالعه خود را با نظریه از پیش تصور شده ای آغاز کند، کار را با یک حوزه مطالعاتی خاص شروع کرده، اجازه می دهد که نظریه از دل داده ها پدیدار شود.نظریه بر گرفته از داده ها نسبت به نظریه ای که حاصل جمع آمدن یک سلسله مفاهیم بر اساس تجربه یا تاملات صرف است، با احتمال بیشتری می تواند نمایانگر واقعیت باشد و از آن جا که نظریه های زمینه ای از داده ها استنتاج می شوند، می توانند با ایجاد بصیرت و ادراک عمیق تر، رهنمود مطمئنی برای عمل باشند. پاول می گوید: نظریه زمینه ای، روشی است که نظریه ها، مفاهیم، فرضیه ها و قضایا را به جای استنتاج از پیش فرض های قبلی، سایر پژوهش ها یا چارچوب های نظری موجود، به طور مستقیم از داده ها کشف می کند. زمانی که گردآوری و تحلیل داده ها متوقف شد، نظریه حاصل ، درک عمیقی در ارتباط با موجودیت های مورد مطالعه فراهم می کند. این کار، نظریه را به عنوان یک فرایند، مورد تاکید قرار می دهد، یعنی به جای یک فراورده تکمیل شده، آن را موجودیتی پیوسته در حال تکوین تلقی می کند. قابلیت تعمیم در این جا عامل موثری نیست. زیرا هدف ، درک پدیده است نه کنترل آن و منظور ادراک شرایط در یک محیط خاص و به همان شکل موجود است، نه پیش بینی آن چه که ممکن است در محیط های مشابه اتفاق بیفتد و تحقیق بر آن است که چرایی رفتارهای افراد را درک کند. پنج ویژگی نظریه هایی که از طریق گراندد تئوری تولید می شوند: 1. پژوهشگر را قادر به توضیح و تشریح موضوع مورد مطالعه سازد و امکان پیشگویی در مورد رخدادهای ممکن در زمینه تحقیق را فراهم سازد. 2. در پیشرفت مبانی نظری موضوع مورد مطالعه مؤثر باشد و در آن مشارکت کند. 3. علاوه بر مبانی نظری در زمینه های عملی موضوع مورد مطالعه نیز کاربرد داشته باشد. 4. رویکرد تازه ای برای نگرش به موضوع مورد مطالعه فراهم آورده و پژوهشگر به مرحله ای از شناخت نسبت به داده برساند که بتواند به داده گردآوری شده معنا و مفهوم ببخشد. 5. پژوهش های آتی در زمینه مورد نظر را تسهیل نمایند شباهت ها و تفاوت های نظریه بنیانی با دیگر روش ها مطالعاتی که با راهبرد نظریه زمینه ای انجام می گیرند، با سایر راهبرد های پژوهش کیفی، از برخی جنبه ها دارای مشابهت یا تفاوت هستند. شباهت ها: نظریه زمینه ای از نظر موارد زیر با سایر راهبرد ها مشابه است: منابع داده ها در این راهبرد نیز مانند راهبرد های دیگر عبارت از مصاحبه، مشاهدات میدانی و اسناد و مدارکی مانند دفترهای یادداشت و خاطرات و زندگی نامه ها و خود - زندگی نامه ها، منابع تاریخی، رومه ها و سایر رسانه ها از جمله نوارهای ویدیویی است. در نظریه زمینه ای نیز مانند سایر راهبرد ها می توان از داده های کمی و یا ترکیب روش های تحلیل کیفی و کمی استفاده کرد. همچنین پژوهشگرانی که از راهبرد نظریه زمینه ای استفاده می کنند، مانند سایر پژوهشگران کیفی، مسئولیت و نقشی را که در تفسیر داده ها بر عهده دارند، به خوبی می پذیرند و تنها به گزارش و بیان دیدگاه های افراد، گروه ها و سازمان های تحت مطالعه اکتفا نمی کنند، بلکه مسئولیت تفسیر دیده ها، شنیده ها و خوانده های خود را نیز بر عهده می گیرند. تفاوت :تفاوت اساسی میان راهبرد نظریه زمینه ای با سایر راهبرد های پژوهش کیفی تاکید این راهبرد بر تکوین نظریه است. پژوهشگران می توانند در اجرای نظریه زمینه ای در جهت تکوین نظریه قایم به ذات است که به دلیل همین زمینه ای بودن و تکوین آن از طریق میان کنش با داده های گردآوری شده در یک موقعیت مشخص، متفاوت از نظریه های عمومی تر قیاسی است. (شاه حسینی، 1388) محققینی که از تئوری داده بنیاد به عنوان روش تحقیق خود استفاده می کنند، دست به آزمایش یا اعتبار سنجی هیچ فرضیه از پیش تعیین شده ای نمی زنند. تئوری داده بنیاد روشی است برای توسعه نظریه های جدید بر اساس انجام تحلیل به روی داده های جمع آوری شده به صورت سیستماتیک. در این روش تحقیق، محقق به جای داشتن فرضیه هایی برای آزمایش، سوالات تحقیقی دارد که به دنبال جوابگویی آنهاست (منصوریان، 2006). در تئوری داده بنیاد یک محقق باید ذهنش را به روی هر نشانه ای که ممکن است در مجموعه داده ها وجود داشته باشد باز نگه دارد. به گفته گلیزر (1992) گراندد تئوری " بوجود آوردن نظریه بصورت استقرایی از طریق تحلیل کیفی داده های کیفی و/یا کمی است". در حقیقت در اینجا بین تحلیل کیفی و داده های کیفی تمایزی وجود دارد و تحلیل کیفی را میتوان بر روی داده های کمی نیز انجام داد. برای مشخص کردن معنی واقعی تحلیل کیفی، گلیزر (1992) میگوید: "تحلیل کیفی یعنی هر نوع تحلیل که یافته ها یا مفاهیم و فرضیاتی را، مانند آنچه در تئوری داده بنیاد است، تولید می کند که توسط روش های آماری بدست نیامده اند." گلیزر و اشتراوس رویه های تئوری داده بنیاد را مختص یک زمینه علمی نمی دانند، و محققین را به استفاده از این رویه ها برای مقاصد مربوط به زمینه علمی خود توصیه می کنند. با وجود اینکه تئوری داده بنیاد یک روش تحقیق جاافتاده است، بیشتر رویکردی به تحقیق است تا اینکه یک شیوه تحقیق مفصل باشد. هدف کلی تئوری داده بنیاد ساخت نظریه ها به منظور درک پدیده/پدیده های مورد مطالعه است. بنابراین، با وجود اینکه تئوری داده بنیاد در زمینه جامعه شناسی توسعه یافته و عمدتاً مورد استفاده قرار گرفته است، می تواند به شکلی موفق توسط افراد در زمینه های مختلف علمی بکارگرفته شود، و شده است (منصوریان، 2006). تئوری داده بنیاد یک فرآیند استقرایی است زیرا نظریه از دل مجموعه داده ها بصورت استقرایی بیرون می آید. هرچند، پس از ظهور، نظریه میتواند به صورت استنتاجی با دیگر نظریات موجود در ادبیات آزموده شود تا پیدا شود که نظریه بدست آمده تا چه اندازه با بدنه ادبیات سازگار یا متفاوت است.

  آشنايى با روش تحليل محتوا

سيد محمدرضا موسوى نسب كرمانى

چكيده

تحليل محتوا يك مورد خاص در تحقيق مشاهده اى و تحقيق تاريخى اسنادى محسوب مى شود و از نظر ماهيت، پژوهشى كمّى است كه از طريق آن محتواى كيفى منابع مورد بررسى طى دستكارى هاى آمارى به داده هاى كمّى تبديل مى شود. اين روش سابقه اى طولانى دارد كه آثار آن را مى توان در تحليل كتب دينى مانند انجيل و قرآن ديد، اما به صورت علمى در قرن اخير و با بررسى و تحليل مطبوعات دنبال شده است و به حوزه هاى گوناگون علمى گسترش پيدا كرده است. اين روش را مطالعه عينى، كمّى و سيستماتيك فرآورده هاى ارتباطى (محتواى آشكار پيام) براى رسيدن به تفسير پيام، تعريف كرده اند. هدف هاى اصلى آن را مى توان در تحليل ويژگى هاى پيام، تحليل پيشينه اى پيام و تحليل پى آمدهاى پيام خلاصه كرد. يكى از مهمترين انواع آن، تحليل محتواى مقوله اى است كه در آن ابتدا متن (انواع پيام ها مثل فيلم، مجله و.) مورد نظر به اجزايى تجزيه مى گردد، سپس با تقسيم اجزا به طبقات گوناگون، فراوانى هر طبقه شمارش و درصدگيرى مى شود و در پايان آن درصدها تحليل مى گردند.اين مقاله به منظور آشنايى پژوهشگران با اين روش تهيه شده است.

مقدمه

روش هاى تحقيق را بر اساس معيارهاى گوناگونى مى توان طبقه بندى نمود؛ از جمله: بر اساس هدف (بنيادى، كاربردى و توسعه اى)؛ بر اساس زمان گردآورى (تاريخى، پيمايشى و آزمايشى)؛ بر اساس ماهيت داده ها (كمّى و كيفى)؛ و بر اساس ويژگى هاى موضوع.1

يكى از متداول ترين طبقه بندى هاى روش هاى تحقيق، طبقه بندى بر اساس ماهيت داده هاى پژوهش است. بر اين اساس، تحقيقات به دو گروه تحقيقات كمّى» و كيفى» طبقه بندى مى شوند. اين تحقيقات به روش هاى گوناگونى انجام مى گيرند كه در جدول شماره يك به آن ها اشاره شده است.2

جدول 1 ـ انواع روش هاى تحقيق

انواع روش هاى تحقيق

كمّى

كيفى

روش آزمايشى

مطالعه ميدانى

روش پيمايشى

مطالعه موردى

تحليل محتوا

تحليل گفتمان

تحليل داده اى

اِسنادى يا كتابخانه اى

همان گونه كه در جدول مشاهده مى شود تحليل محتوا يكى از انواع روش هاى كمّى است. اين روش على رغم داشتن تفاوت هايى با ساير روش هاى تحقيق كمّى، وجوه مشتركى نيز با آن ها دارد. در ذيل به برخى از اين وجوه مشترك اشاره مى گردد:

1. اطلاعات يا كمّى اند و يا در صورت كيفى بودن، محقق آن ها را تبديل به كمّى و dataمى كند؛

2. با روش هاى آمار تجزيه و تحليل مى شوند؛

3. چون اطلاعات كمّى هستند، آن ها را در قالب جدول ماتريس داده ها تنظيم مى كنند.3

1. تاريخچه تحليل محتوا

از عمر اصطلاح تحليل محتوا به صورت علمى آن بيش از پنجاه سال نمى گذرد، اما ريشه تاريخى آن به آغاز كاربرد آگاهانه انسان از نمادها و زبان برمى گردد.4 اولين كند و كاو تجربى محتواى ارتباطات به مطالعات الهيات در اواخر سده هفدهم برمى گردد؛ هنگامى كه كليسا نگران گسترش مطالب غير مذهبى در رومه ها بود. از آن زمان به بعد اين كند و كاو تجربى به حوزه هاى ديگر نيز كشيده شد.5

در آستانه قرن بيستم با افزايش محسوس در توليد انبوه كاغذ رومه در آمريكا، توجه به ارزيابى بازارهاى انبوه و افكار عمومى پديد آمد. پس از جنك جهانى تحليل محتوا به تعدادى از رشته هاى علمى دامن گسترد.

براى نمونه، در روانشناسى، تحليل محتوا كاربردهاى متعددى پيدا كرد؛ از جمله:

1. تحليل مكالمات براى كشف ويژگى هاى انگيزشى، روان شناختى يا شخصيتى افراد؛

2. بررسى فرآيند ارتباطات مثل تحليل فرايند تعامل رفتار گروه ها.6

همچنين در پژوهش هاى علوم تربيتى براى بررسى هاى مربوط به محتواى كتاب هاى درسى از اين روش استفاده مى شود.7

خلاصه اينكه امروزه تحليل محتوا به روشى علمى تبديل گرديده و نويد بخش به ثمر نشستن استنباط هايى شده است كه اساسا از داده هاى كلامى نمادين و ارتباطاتى به عمل مى آيند و در موضوعات اساسى روان شناسى، جامعه شناسى، علوم تربيتى، ارتباطات، سياست و . شمول يافته اند.8

كار تحليل محتوا از لحاظ جهت گيرى اساسا تجربى است، و فراتر از بررسى موضوع، پيوند تنگاتنگى با برداشت هاى جديد از پديده هاى نمادين دارد. امروزه تحليل محتوا روش شناسى مختص به خود را به وجود آورده است كه محقق را قادر مى سازد به ارزيابى انتقادى از طرح تحقيق وبه طور مستقل از نتايج آن بپردازد.

 

2. تعريف روش تحليل محتوا

تحليل محتوا از رويكردى خاص براى تحليل داده ها برخوردار است. اين رويكرد خاص عمدتا ناشى از نحوه تلقى از موضوع تحليل (محتوا) مى باشد. تحليل محتوا را تكنيكى پژوهشى براى استنباطِ تكرار پذير و معتبرِ از داده ها در مورد متن آن ها تعريف كرده اند.

برنارد برلسون تحليل محتوا را روشى براى مطالعه عينى، كمّى و سيستماتيك فرآورده هاى ارتباطى (محتواى آشكار پيام) جهت رسيدن به تفسير» تعريف كرده است.9 در اين تعريف بر سه واژه عينيت»، كمّيت» و سيستماتيك بودن» تأكيد شده است. عينيت» اشاره به اين دارد كه اين پژوهش بر اساس قواعد، احكام و روش هاى مشخص انجام مى گيرد. بنابر اين، به منظور اجتناب از سوگيرى نظر محقق در فرآيند تحقيق مى بايست تحقيق توسط مجموعه صريح و مشخصى از قواعد هدايت شود.10

نظامدار و سيستماتيك بودن» آن نيز بدين معناست كه مطالعه علاوه بر روشمندى، دايره شمول و طرح محتوا يا مقوله ها بر طبق قواعد كاربردى ثابتى مشخص شده است. بايد توجه داشت كه دو شرط عينيت و نظامدار بودن، قابليت تكرار اين روش را مى رساند، به گونه اى كه ساير پژوهشگران نيز بتوانند با استفاده از روش هاى يكسان و اطلاعات مشابه، به نتايج مشابهى برسند.11

از آن رو كه هدف، تحليل محتواى پيام ها در قالب عبارت هاى عددى و در نتيجه، استفاده از فنون كمّى است كه قابليت اين روش را افزايش مى بخشد، بايد داده هاى ما به صورت كمّى (درصد و شمارش) تبديل شود. در غير اين صورت، تحليل محتوا نيست.12

در اين روش، پژوهشگر ارتباط مستقيم با پيام ها دارد و تنها به سراغ محصولات ارتباطى نظير: رومه ها، كتاب ها، گزارش ها، نظر سنجى ها، فيلم ها، سريال ها، نامه ها، خاطرات، عكس ها و سخنرانى ها مى رود و با فرستنده پيام و انسان ها به طور مستقيم در ارتباط نيست. اين مهم ترين وجه تمايز بين اين روش با ساير روش هاست. از اين رو روش مزبور روش بدون واكنش، مزاحمت و عكس العمل دانسته اند؛ چون كارى با مردم ندارد.

3. هدف از تحليل محتوا

در ابتدا روش تحليل محتوا تنها در تحليل ويژگى هاى پيام به كار مى رفت. در اين زمينه دو مسئله مطرح بود: يكى، دلالت؛ يعنى رابطه بين دليل و مدلول كه همان بررسى معنا و مفهوم و جنبه شناختى پيام مى باشد و ديگرى، بررسى سبك و ساخت پيام يا جنبه زيبا شناختى آن.

يكى از مسائلى كه امروزه در مورد تحليل محتوا مطرح مى باشد اين است: آيا مى توان با تحليل پيام، به جز ويژگى هاى خود پيام، اطلاعاتى را نيز درباره فرستنده، گيرنده، اثر و چرايى آن نيز به دست آورد؟ پاسخ اين پرسش كم و بيش مثبت است.

به طور كلى مى توان گفت: تحليل محتوا يكى از اهداف زير را دنبال مى كند:

ـ تحليل ويژگى هاى پيام به منظور توصيف آن و پاسخ به پرسش هاى چه خبرى؟»، به كه؟» و چگونه؟»؛

ـ تحليل پيشينه اى پيام به منظور توصيف فرستنده و پاسخ به پرسش هاى كه؟» و چرا؟»؛

ـ تحليل پى آمدهاى پيام به منظور شناختن أثر آن روى مخاطب كه پاسخ به پرسشبا چه اثرى؟»13

4. انواع تحليل محتوا

معروف ترين انواع پژوهش تحليل محتوا عبارتند از:

1. تحليل محتواى مقوله اىCatagorical) )؛

2. تحليل محتواى ارزيابىEvaluative) )؛

3. تحليل محتواى تفاهم يا همبستگىCorrelative) ).

نمودار 1 ـ انواع تحليل محتوا

1ـ4. تحليل محتواى مقوله اى

از ميان سه نمونه مزبور تحليل محتواى مقوله اى بيش از بقيه معروف است و در ايران در برخى از پژوهش ها تنها از آن استفاده شده است.

در اين روش ابتدا متن مورد نظر (انواع پيام ها مثل فيلم، مجله و.) را به اجزايى تجزيه مى كنند. سپس اجزا را به طبقاتى تقسيم مى نمايند، و با شمارش فراوانى هر طبقه، درصد آن ها را مشخص و در پايان، آن درصدها را تحليل مى كنند. مثال هاى زير، نمونه هايى از اين روش مى باشند:

مثال اول: يك پژوهشگر مى خواهد بررسى كند كه هر يك از موضوعات سياسى، اقتصادى، مذهبى، اجتماعى، علمى، ورزشى وساير موضوعات چند درصد از برنامه هاى تلويزيون را به خود اختصاص داده است تا از اين طريق نقش اين رسانه را در فرهنگ سازى در خوزه هاى مختلف بدست آورد. براى اين كار، ابتدا اجزا را طبقه بندى مى كند و هر كدام را يك واحد قرار مى دهد. واحد مى تواند يك برنامه، يك سكانس، يا كدام پلان باشد. سپس طبقه هاى فوق را درصدبندى مى كند؛ مثلاً، برنامه سياسى 20 درصد، اقتصادى 30 درصد، اجتماعى 15 درصد و سپس اين درصدها را تحليل مى كند.

مثال دوم: پژوهشگرى تصميم گرفته است بررسى كند كتاب هاى درسى ابتدايى چه هنجارهاى جنسيتى را به طور مستقيم تلقين مى كنند و در آن ها چه فعاليت هايى براى ن و مردان ترسيم شده است. به اين منظور، تصاوير و مطالب مرتبط با اين فعاليت ها را بر اساس نوع فعاليت زن ها و مردها طبقه بندى مى نمايد سپس آنها را درصد بندى كرده و در نهايت، نتيجه مى گيرد. كه مثلاً مشاغل پيچيده، سخت، علمى و مديريتى به مردها نسبت داده شده است و مشاغل پايين تر و خانوادگى به خانم ها؛ يعنى به طور ضمنى اين مطلب در ذهن دانش آموزان تلقين مى شود كه كارهاى ساده مربوط به خانم هاست و كارهاى پيچيده و سخت مربوط به آقايان.

مثال سوم: تعدادى پژوهشگر مى خواهند نامه هاى افرادى را كه در شرف خودكشى بوده اند مورد بررسى قرار دهند تا از اين طريق بتوانند نامه هايى را كه به طور جدى تهديد به خودكشى كرده اند (چه در عمل خود كشى كرده باشندو چه نكرده باشند) شناسايى و مشخص نمايند آيا آن ها توسط خود مقتول نوشته شده اند يا ديگران؟

بدين منظور، اين نامه ها و نامه هاى معمولى را از ابعاد گوناگون، از جمله نسبت تعداد صفات، قيدها، افعال و اسامى به كار برده شده، مورد بررسى قرار مى دهند و به اين نتيجه مى رسند كه افرادى كه قصد خود كشى دارند در نامه ها خود بيشتر از صفت و قيد استفاده كرده اند تا فعل و اسم. علت بيشتر بودن نسبت صفت و قيد به اسم و فعل اين است كه افرادى كه دست به خود كشى مى زنند در يك بحران روحى، عاطفى و احساسى به سر مى برند و تعادل روحى خود را از دست داده اند و به همين خاطر در نوشتن و حرف زدن، بيشتر صفت و قيد به كار مى برند تا اسم و فعل و از واژه هايى همچون بيچاره ترين، بى كس ترين، تنهاترين و بدبخت ترين زياد استفاده مى كنند. 14 بنابراين، از طريق تحليل محتوا و بررسى و طبقه بندى جملات و قيد و صفت ها و اسم و فعل ها مى توان فهميد كه كدام نامه مربوط به افراد در شرف خودكشى است.

مراحل پژوهش تحليل محتوا

گذشته از مراحل عمومى پژوهش كه شامل انتخاب موضوع، مطالعه اوليه و اكتشافى، تهيه طرح تحقيق و. است، مهمترين مراحل پژوهش تحليل محتوا عبارتند از:

1ـ تعريف و تعيين متغيرها

در اين پژوهش مانند هر پژوهش ديگرى بايد سؤال و متغير اصلى مورد پژوهش مشخص شود. نكته مهم اين است كه پژوهشگر ممكن است به بررسى يك متغير بپردازد؛ مانند بررسى موضوع برنامه هاى تلويزيون، يا به بررسى چند متغيّر مثل طبقه بندى كردن برنامه هاى تلويزيون بر اساس موضوع، فرم، ارزشى بودن، ايرانى يا خارجى بودن.

جدول 2 ـ متغيرها

رديف

متغير

رده ها

واحد تحليل

1

موضوع

سياسى، اقتصادى، دينى و غيره

برنامه

2

قالب (فرم)

اخبار، مستند، فيلم، سريال و غيره

برنامه

3

رعايت موازين اسلامى

رعايت شده

رعايت نشده

كم متوسط، زياد

صحنه

2ـ تعريف و تحديد اسناد بعد از انتخاب سؤال و متغير تحقيق، بايد مجموعه اى از اسناد يا پيام ها را كه مى توان با كمك آن ها به اين سؤال پاسخ داد تعريف، مشخص و جمع آورى كرد. براى مثال، اگر هدف بررسى نظرات بيان شده در مورد نظام جديد آموزشى در يك سال اخير باشد، بايد تمام مقاله ها ومدارك انتشار يافته در باره اين موضوع را كه در طول مدت مورد نظر انتشار يافته اند جمع آورى كرده، مورد بررسى قرار داد. 15 در حقيقت، اين مجموعه جامعه آمارى را كه بايد مورد ارزيابى قرارگيرد مشخص مى نمايد.

3ـ رده بندى و رمزگذارى

رده بندى و كد گذارى دو اقدام لازم و موم در تحليل محتوا مى باشند. مثلاً اگر درصدد تحليل محتواى رمان هاى منتشره در يك دوره ده ساله باشيم، نخست عوامل موضوعى ياz محتوايى رمان ها را به چند مقوله يا رده تقسيم مى كنيم؛ رمان هاى ادبى، عشقى، عرفانى، افسانه اى، حماسى، سياسى، اجتماعى، دينى و مانند آن. اصطلاحا به هر يك از اين مقوله ها يك رده مى گويند.

بعد از رده بندى، براى هر يك از اين مقوله ها يك كد و رمز در نظر مى گيريم. 16 رمز گذارى فرآيندى است كه به وسيله آن داده هاى خام به صورت منظم در واحدهايى كه امكان توصيف دقيق محتوا را فراهم مى آورد قرار مى گيرد.17

يكى از انتخاب هاى مهم در رمزگردانى و رده بندى تعيين شاخص ها و واحد تحليل است:19

واحد تحليل: واحد تحليل (واحد بررسى) بخش خاصى از محتواست كه مورد تحليل قرار مى گيرد. واحد بررسى از يك تحليل به تحليلى ديگر متفاوت است و با توجه به نوع پيام تعيين مى شود. اگر پيام ما مكتوب باشد، واحد تحليل مى تواند كلمه، عبارت، مضمون، جمله بندى و مطالب مقاله باشد. در تحليل از حروف كمتر استفاده مى شود.

اگر پيام فيلم يا سريال باشد، واحد تحليل فريم، پلان، صحنه، سكانس، قسمت و كل برنامه، انتخاب مى شود.

انواع واحد تحليل

پژوهشگر پيش از رمز گذارى بايد واحدهاى آن را تعيين كند. واحد تحليل محتوا انواع متعددى دارد؛ از جمله واحد ثبت» و واحد فحوا».

واحد ثبت» بخشى از متن است كه پژوهشگر هنگام مطالعه هر گاه با آن برخورد مى كند، با توجه به هدفى كه دارد، به آن يك كد اختصاص مى دهد. بنابراين، وقتى متن مكتوب را تحليل مى كند اگر واحد ثبت كلمه باشد هر بار كه به كلمه مورد نظر برخورد كرد، كد مخصوص را به آن مى دهد. براى مثال، اگر پژوهشگرى سر مقاله هاى رومه هاى معروف را تحليل محتوا كند و بخواهد گرايش سياسى آن ها را تحليل كند، كلماتى مانند: دموكراسى، آزادى و مردم سالارى را كه نشان دهنده گرايش سياسى خاصى است در نظر گرفته، به آن ها كد خاصى مى دهد. هر گاه در متن به اين واژه ها برخورد كرد آن كد را مى نويسد و با توجه به درصد كاربرد آن واژه ها، مشى سياسى آن رومه را مشخص مى كند.

يا مثلاً، براى تحليل و بررسى رعايت موازين شرعى (روابط زن و مرد) در فيلم هاى تلويزيون، بر اساس واحد تحليل صحنه براى هر نوع رابطه يك كد اختصاص داده مى شود. براى مثال، به هر يك از گزينه هاى اصلاً رعايت نمى شود»؛ تا حدّى رعايت مى شود» و كاملاً رعايت مى شود» يك كد خاصّ مى دهيم. در اينجا هر نوع روابط زن و مرد يك واحد ثبت است.

پژوهشگر در هر صحنه كه برخورد زن و مردى رخ مى دهد نوع رابطه را كد گذارى مى كند و بر اساس درصدى كه به دست مى آيد به تجزيه و تحليل پراخته، نتيجه گيرى مى كند.

جدول 3 ـ متغيرهاى رعايت موازين شرعى در روابط زن و مرد در برنامه هاى صدا و سيما

نوع متغير

كد

تعداد كاربرد

كاملاً رعايت شده

1

1X

تا حدى رعايت شده

2

2X

اصلاً رعايت نشده

3

3X

 

يا مثلاً در تحليل نامه هايى كه تهديد به خود كشى كرده اند، به واحدهاى ثبت اسم»، فعل»، صفت» و قيد» كد داده و به بررسى نسبت آن ها پرداخته مى شود.

جدول 4 ـ متغيرهاى بررسى نسبت اسم، فعل، صفت و قيد در نامه هاى تهديد به خودكشى

واحد ثبت

اسم

فعل

صفت

قيد

كد

1

2

3

4

كاربرد

x1

x2

x3

x4

اما توضيح واحد فحوا (زمينه)»: طبقه بندى واحد ثبت بدون اشاره به زمينه اى كه آن واحد در آن ظاهر مى شود ممكن نيست. گاهى براى اينكه مشخص شود واحد ثبت چه كدى دارد، تنها مراجعه به يك كلمه مثل دموكراسى (براى مشخص كردن گرايش سياسى يك رومه) كافى نيست؛ چرا كه ممكن است نويسنده ديدگاهى منفى نسبت به اين واژه داشته باشد. بنابراين، بايد به بخشى از متن مراجعه نمود و بر اساس فحواى آن كدگذارى كرد.20

از اين رو، مى گويند: واحد ثبت كلمه» است و واحد فحوا جمله يا پاراگراف».

درست است كه اينجا به كلمه كد داده مى شود، ولى جمله را مى خوانند تا ديدگاه مثبت و منفى نويسنده نسبت به اين كلمه روشن شود.

و اگر تمام مقاله خوانده شود پس كد گذارى گردد، اعتبار بالاتر مى رود؛ زيرا هر چه واحد سطح بزرگ تر باشد تحقيق كيفى تر مى شود، ولى پايايى پايين مى آيد و به عكس، هر چه واحد تحليل كوچك تر شود تعريف كمّى تر مى شود و ذهنيت پژوهشگر در آن كمتر تأثير گذاشته و در نتيجه، پايايى بالا مى رود؛ زيرا هر پژوهشگرى تعداد كلمات را بشمارد، تعداد كدها يكسان خواهد بود.

4 نمونه گيرى از مجموعه اسناد (يا جامعه آمارى)

گفته شد جامعه آمارى ما در اينجا مجموعه افراد نيست بلكه مجموعه اسنادى است كه با سؤال و متغير تحقيق ارتباط دارد. اين جامعه آمارى مى تواند مجموعه صحنه سريال ها و فيلم هاى تلويزيون در سال 1383 يا مجموعه مقالات مربوط به نهمين انتخابات رياست جمهورى و . باشد. در اينجا اگر جامعه آمارى بزرگ نباشد و بتوانيم همه موارد را تحليل كنيم اين كار را انجام مى دهيم، در غير اين صورت، نمونه گيرى خواهيم نمود و همان شرايط نمونه گيرى در تحقيقات كيفى بايد رعايت شود؛ يعنى نمونه معرّف جامعه آمارى باشد. براى رسيدن به نمونه معرف رعايت دو شرط لازم است: 1. از روش هاى نمونه گيرى تصادفى استفاده شود؛ 2. حجم نمونه طبق روش هاى علمى دقيق انتخاب شود.

5.كاربرد و شمارش رمزها

در اين مرحله، اينكه كدام مقوله يا مطلب بايد جزء كدام رده قرار گيرد و چه كدى بدان اختصاص يابد و اينكه بايد محاسبه شود يا خير، مورد توجه مى باشد. تحليل گرى كه در صدد است به تحليل كمّى داده هاى محتواى يك يا چند اثر بپردازد بايد عمليات كد گذارى خود را تابع مقررات مربوط به استخراج اطلاعات كند. برخى از جنبه هاى استخراج اطلاعات در تحليل محتوا عبارتند:

1. نتيجه نهايى كدگذارى تحليلگر بايد به اطلاعات عددى و كمّى و آمارى تبديل شود؛

2. تحليلگر در يادداشت بردارى خود بين واحدهاى تحليلى تفاوت قائل شود؛

3. به هنگام كدگذارى يا شماره گذارى ضرورى است تا تعداد كل و يا مأخذ شماره گذارى در نظر گرفته شود؛ مثلاً، بيان اينكه واژه استبداد» در يك كتاب 50 بار ذكر شده است، بدون ذكر تعداد كل واژه هاى كتاب، اطلاعات مختصرى در اختيار تحليلگر مى گذارد.21

پس از كد گذارى بايد شمارش فراوانى ها يعنى تعداد هر كد در هر واحد تحليل يا كل متن آغاز شود و فراوانى هاى محاسبه شده به صورت جدول ماتريس داده ها به صورت فراوانى، درصد و نظاير آن به نمايش درآيد.

با به دست آوردن تعداد فراوانى هاى هر رده مى توان از ساير عمليات آمارى مثل تعيين همبستگى بين رده ها، ميزان و شدت آن و استفاده از مجذور كاى و مانند آن ها بهره جست.

6. تجزيه و تحليل داده ها22

در اين مرحله، ابتدا به پردازش داده هاى رمز گذارى شده به وسيله دست يا كامپيوتر پرداخته مى شود و بر اساس نتايج به دست آمده محقق مى تواند به تجزيه، تحليل، تفسير و تهيه گزارش بپردازد.23

2ـ4. تحليل محتواى ارزيابى (تحليل گفتارهاى ارزشى)

گفتارهاى ارزشى مطالبى هستند كه يك نوع جهت گيرى نسبت به موضوع دارند. اين نوع گفتارها مى تواند مطالب مقاله ها، گفتار شفاهى مردم، كتاب هاى درسى و مانند آن ها باشد. برخى مواقع لازم است تا شدت و نوع جهت گيرى اين گفتارها ارزيابى شود. در اين موارد از روش تحليل محتواى ارزشى استفاده مى گردد.

در اين روش، هر كدام از گفتارهاى ارزشى را بر حسب واحد جمله ملاحظه مى كنند و اگر جملات مركب باشد آن ها را تجزيه كرده، به صورت جملات ساده و بسيط در مى آورند. سپس اجزاى هر كدام از جملات بسيط را به موضوع، محمول، فعل و قيد تقسيم مى كنند و در پايان، با توجه به وزنى كه به موضوع، محمول، قيد و فعل مى دهند و آن وزن فاصله بين 3+ تا 3- است، نوع و شدّت اين گفتارها را مشخص مى كنند. براى مثال، اگر بخواهيم وزن ارزشى عبارت صدام وحشيانه ترين رژيم ديكتاتورى را به وجود آورده است» را ارزيابى كنيم، ابتدا به تجزيه اين عبارت مى پردازيم.

در عبارت مزبور، صدام»، موضوع رژيم ديكتاتورى»، محمول وحشيانه ترين» قيد و به وجود آورده است»، فعل مى باشد. طبق قواعد، به هر يك از اجزاى جمله وزنى مى دهند. براى مثال، در نظام سياسى بين المللى ديكتاتورى» بدترين صفت است، از اين روى، به آن نمره 3- و به وحشيانه ترين» هم چون صفت عالى است نمره 3- مى دهيم و فعل به وجود آورده است» چون مثبت است 1+ نمره داده مى شود. نتيجه نمره به دست آمده نشان دهنده ارزش منفى اين جمله است.

يادآورى: نكته اساسى در اين نوع تحقيق مشخص شدن قواعد به طور عينى است؛ چون اگر وزن دهى ذهنى باشد شرط اصلى تحقيق كه عينيت است به وجود نمى آيد. بنابراين، تصريح و مشخص كردن قواعد مهم است. مثلاً، بگوييم: اگر صفت از نوع تفصيلى باشد وزن 2+ دارد و اگر صفت عالى باشد وزن 3 + يا 3 - دارد.

3ـ4. تحليل محتواى تفاهم يا همبستگى

در تحليل همبستگى نه مثل تحليل مقوله اى به دنبال شمارش واحدها هستيم و نه مثل تحليل ارزيابى به دنبال اندازه گيرى شدت گفتارها، بلكه دنبال اين هستيم كه چه واحدهايى كنار هم قرار مى گيرند يا همديگر را دفع مى كنند. به عبارت ديگر، درصدديم تداعى مثبت و منفى واحدها را نسبت به هم بررسى كنيم بدين روى، به اين تحليل، تحليل همبستگى مى گويند. مراد از تداعى مثبت اين است كه واحدها بيش از حد انتظار كنار هم ظاهر شوند و مراد از تداعى منفى اين است كه واحدها كمتر از حد انتظار در كنار هم ظاهر شوند.

در اين نوع تحليل حتماً به دو واحد ثبت و محتوا نياز داريم. براى مثال، اگر اسناد و مداركى مورد تحليل ما باشد ممكن است واحد ثبت كلمه و واحد فحوا جمله باشد و در اينجا مى خواهيم ببينيم در يك جمله كدام كلمات بيش از حد انتظار و كدام كلمات كمتر از حد انتظار كنار هم قرار خواهند گرفت.

اين تحليل براى سبك شناسى نويسندگان و تعيين ساختارهاى جملات نويسندگان به كار مى رود؛ چون هر نويسنده يك ساختار خاصى دارد.

كاربرد ديگر آن تعيين كلمات يك متن است؛ مثلاً، براى بررسى كلماتى كه ادعا شده است از كتاب مقدس مسيحيان افتاده است از اين روش استفاده شده و بررسى كرده است آيا واژه ادعا شده با ساختار انجيل تناسب دارد يا نه؟24

كتابنامه

1. أزكيا، مصطفى، روش هاى كاربردى تحقيق، تهران: كيهان، 1382.

2. ساده، مهدى، روش هاى تحقيق با تأكيد بر جنبه هاى كاربردى، تهران: بى نا، 1375.

3. سرمد، زهره، روش هاى تحقيق در علوم رفتارى، تهران: آگاه، 1379.

4. كريپندورف، تحليل محتوا مبانى روش شناسى، ترجمه هوشنگ نايبى، تهران نشر نى 1383.

5. لورنس باردن، تحليل محتوا، ترجمه مليحه آشتيانى، تهران: دانشگاه شهيد بهشتى، 1375.

6. هولستى، ال ج آر، تحليل محتوا در علوم اجتماعى و انسانى، ترجمه نادر سالار زاده اميرى، تهران: دانشگاه علامه طباطبايى، 1373.


پي‌نوشت‌ها:

1. مصطفى ازكيا، روشهاى كاربردى تحقيق، تهران: كيهان، 1382، ص 288.

2. اين تقسيم بندى با استفاده از بحث هاى درس استاد دكتر محمد على هرمزى زاده تهيه شده است.

3. ماتريس يك جدول رياضى است كه سطر و ستونش اطلاعاتى ارائه مى دهد. به عبارت ديگر، از تقاطع سطر و ستون آن به سلول هايى مى رسيم كه اطلاعاتى مربوط به واحد تحليل كيس را در يك نگاه به ما نشان مى دهد. جدول مادر و ماتريس، محقق را از بررسى و نگاه كردن به پرسشنامه ها بى نياز مى كند.

4. كلوس كريپندورف، تحليل محتوا مبانى روش شناسى ، ترجمه هوشنگ نايبى، تهران:نشر نى، 1383، ص9.

5. همان، ص 13

6. همان، ص 20.

7. زهره سرمد و همكاران، روش هاى تحقيق در علوم رفتارى، تهران: آگاه، 1379، ص 132.

8. تحليل محتوا، ص - 22.

9. همان، 1383، صص25 - 26.

10. روش هاى كاربردى تحقيق، ص390.

11. همان، ص390.

12. همان، ص390.

13. همان، ص396.

14. اين پژوهش مى تواند به جرم شناسان كمك كند تا با توجه به نامه يافت شده از مقتول، خود كشى يا ديگر كشى را تشخيص دهند.

15. زهره سرمد، پيشين، ص133.

16. مهدى ساده، روش هاى تحقيق با تأكيد بر جنبه هاى كاربردى، ص 403.

17. زهره سرمد، پيشين، ص133.

. گاهى متغير ما روشن است و اختلافى در آن نيست؛ مثل جنس گوينده خبر در راديو و تلويزيون كه آيا مرد است يا زن. امّا گاهى متغير روشن نيست؛ مثل تعيين گرايش سياسى. در اينجا ما نيازمند شاخص هايى هستيم تا بتوانيم آن را به راحتى مشخص كنيم. شاخص علايم قابل مشاهده و قابل اندازه گيرى براى مفاهيم انتزاعى است و با ملاك و معيار كه كيفى است تفاوت دارد.

19. لورنس باردن، تحليل محتوا، ص 1.

20. اب- آر. هولستى، تحليل محتوا در علوم اجتماعى و انسانى، ترجمه نادر سالارزاده اميرى، تهران: دانشگاه علامه طباطبايى، 1373، ص 4.

21. مهدى ساده، پيشين ص 408.

22. زهره سرمد، پيشين، ص132.

23. مصطفى ازكيا، پيشين، ص 398.

24. مباحث اين دو نوع از روش تحليل با توجه به مباحث دكتر محمد على هرمزى زاده در كلاس تهيه شده است.


مقایسه‌ی تطبیقی شاخص‌های تحقیق و توسعه در کشورهای: ایران، کره جنوبی، مای و ترکیه (در 25 سال اخیر)

دکتر محمد رضا ذبیحی - محمد ابراهیم زواری
 چکیده
در اين تحقيق، شاخص‌های توسعه (مرتبط با پژوهش) از نظر بانک جهانی در ايران، با کشورهای ترکیه، کره، و مای که از لحاظ فرهنگی تشابهاتی با هم دارند، و روند مدنیزاسیون و توسعه‌ی صنعتی در آن‌ها تقریباً هم‌زمان و از دهه‌ی 1960 شروع شده، مورد مقایسه قرارگرفت. پس از بررسی داده‌ها که عمدتاً از سایت‌های بانک جهانی و WebOfKnowledge استخراج شد، مشاهد شد که وضعیت کره در بیش‌تر موارد نسبت چهار کشور دیگر برتری قابل ملاحظه‌ای دارد. وضعیت ایران در بعضی از شاخص‌ها از جمله تعداد مقالات نمایه شده در ISI» رو به بهبود بوده، و در بعضی دیگر با افت و خیز همراه است. نکته مهم دیگر توسعه بخش خدمات در کشورهای دیگر است که در ایران به این مهم کم توجهی شده است.
در نهایت، افزایش سهم تحقیقات از تولید ناخالص داخلی و در مراحل بعد افزایش تعداد محقق و واحدهای تحقیق و توسعه، به عنوان راهکاری برای بهبود وضعیت شاخص‌های  مورد بررسی، پیشنهاد شد.
کلید واژه :پژوهش، شاخص‌های تحقیق و توسعه، مقایسه تطبیقی، ایران، کره، مای، ترکیه
 
1. مقدمه
از آن‌جا که اصطلاحات توسعه‌یافته، درحال توسعه و توسعه‌نیافته را می‌توان دو انتها و میانه‌ی یک پیوستار تلقی کرد که فقط کشورهای معدودی جایگاه خود را در سمت توسعه‌یافتگی می‌دانند و سایر کشورها به زعم خود سعی می‌کنند خود را از میانه‌های این پیوستار به سمت توسعه‌یافتگی برسانند. اما از آن‌جا که برای توسعه‌یافتگی انتهایی نمی‌توان متصور بود، کشورهای درحال توسعه سعی می‌کنند کشورهای توسعه یافته‌تر را الگوی خود قرار داده و خود را به آن‌ها نزدیک کنند. اما اندازه‌گیری این‌که چقدر به اهداف خود دست یافته‌اند نیازمند ابزارهایی است که محققان و سازمان‌های تحقیقاتی متعددی مانند بانک جهانی سعی در ارائه‌ی شاخص‌هایی برای این منظور کرده و اطلاعات کشورهای مختلف را همه ساله در سایت‌ها و انتشارات خود منتشر می‌کنند.
در اين تحقيق شاخص‌های توسعه (مرتبط با پژوهش) از نظر بانک جهانی در ايران را با کشورهای ترکیه، کره جنوبی، و مای که از نظر مسایل فرهنگی و شروع برنامه‌های مدرنیزاسیون و توسعه‌ی صنعتی، تشابهاتی با هم دارند، مورد مقایسه قرار می‌گیرند.
تاسال 1340 کل تعداد مراکز تحقیقاتی موجود در کشور از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمی‌رفت که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به موسسه‌ی تحقیقاتی پاستور اشاره کرد که در سال 1299 تأسیس شده بود. اما در دهه‌ی 40 مراکز تحقیقاتی متعددی تأسیس شدند که با افزایش درآمدهای دولت در سال‌های 53 و 54 بودجه و امکانات قابل توجهی به تحقیقات اختصاص یافت که تا سال 1357 ادامه داشت (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1368، 3 تا ). می‌توان گفت که تا قبل از انقلاب، تحقیقات، جایگاه روشنی در کشور نداشته و یا بسیار کم‌رنگ بوده است.
در سال 1368 پس از پایان جنگ تحمیلی، برنامه تحقیقات در ایران تدوین شد (فهیم یحیایی، 1372، 157)، در سال 1375 فصل تحقیقات در قانون بودجه کل کشور در ذیل امور اجتماعی با ده برنامه ایجاد گردید (شورای پژوهش‌های علمی کشور، 1377، 2 و 105) و در حال حاضر بودجه‌ی تحقیقات در قالب چندین برنامه به فعالیت‌های پژوهشی اختصاص می‌یابد.2. پیشینه توسعه در کشورهای مورد بررسی
ترکیه و ایران در اواخر دهه 1970 از بزرگترین کشورهای خاور میانه بوده‌اند، تجربه‌ی تاریخی این دو کشور تا دهه 1950 بسیار شبیه به هم و یکسان بوده است. هیچ یک از آن‌ها در قرن نوزدهم استعمار نشده و به عنوان بازماندگان دو امپراطوری بزرگ منطقه، هر دوی آن‌ها تاریخی بسیار طولانی از ملیت و هویت ملی داشته‌اند. ساختار اقتصادی بدون نفت ایران و ترکیه تا سال 1970 مشابه یکدیگر بوده است، از 1960 تا 1970 سهم کشاورزی در هر دو کشور از حدود بیش از یک سوم مجموع تولید ناخالص داخلی به کمی بیش از یک چهارم آن کاهش یافت، در حالی که سهم صنعت و خدمات افزایش یافت (شامبیاتی، 1387، 6).
اقتصاد مای در دهه 1960 متکی به صادرات لاستیک و قلع بوده است. اما با اتخاذ خط مشی‌های مناسب ی و اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی این کشور توانسته است در میان کشورهای درحال توسعه به موقعیت مناسبی دست یابد، به طوری که اغلب از اقتصاد این کشور به نام کشوری دارای اقتصاد تازه صنعتی شده یاد می‌کنند و در کارنامه‌ی توسعه‌ی اقتصادی این کشور، این دیدگاه وجود دارد که تا سال 2020 به یک کشور توسعه یافته تبدیل شده باشد ( و حسینی‌پارسا، 1388، 53).
با وجود شباهت‌هایی که ایران دوره‌ی پهلوی و کره جنوبی با هم داشتند، پیامدهای برنامه ریزی اقتصادی در دو کشور یکسان نبود. هر دو کشور از دهه‌ی 1960 میلادی روند مدرنیزاسیون و توسعه‌ی صنعتی را شروع کردند؛ هر دو، رژیم اقتدارگرا داشتند؛ در جبهه‌های ائتلاف علیه کمونیسم عضو بودند و مورد حمایت آمریکا قرار داشتند. با این همه کره جنوبی با موفقیت در برنامه‌ریزی اقتصادی، در ردیف کشورهای صنعتی جای گرفت، ولی ت‌های غلط پهلوی دوم باعث شد ایران هم‌چنان کشوری وابسته به درآمدهای نفتی باشد (امجد، 1383).
اقتصاد این چهار کشور در دهه‌های 1960 و 1970 تقریباً متکی به تولید محصولات کشاورزی و معدنی و صادرات آن بوده است. اما چگونگی برنامه‌ریزی و استفاده از طرح‌های توسعه در حال حاضر میان این کشورهای فاصله‌ی زیادی را به وجود آورده است که بررسی آن‌ها بسیار مفید و لازم به نظر می‌رسد.3. شاخص‌های مهم تحقیق و توسعه
بانک جهانی (WB[2]) شاخص‌های مربوط به توسعه را در سه گروه (1) ت‌های اقتصادی، (2) علم و فناوری، و (3) آموزش، تقسیم بندی کرده است (WB, 2010).
از میان شاخص‌های توسعه که بانک جهانی آمار آن را ارائه می‌دهد، شاخص‌هایی که به طور مستقیم به تحقیق و توسعه» مرتبط می‌شوند، انتخاب و در بین کشورهای منتخب، مورد بررسی قرار می‌گیرند. این شاخص‌ها عبارتند از: (1) تولید ناخالص داخلی، (2) تولید ناخالص داخلی سرانه، (3) رشد سالانه تولید ناخالص داخلی، (4) ارزش افزوده بخش‌های صنعت، (5) کشاورزی، (6) و خدمات، (7) تعداد مقالات علمی و فنی، (8) سهم تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی، (9) تعداد محقق در میلیون نفر جمعیت، (10)درآمد حاصل از صادرات محصولات تکنولوژی پیشرفته،  و (11) هزینه‌های عمومی آموزش.3-1. تولید ناخالص داخلی
توليد ناخالص داخلي يا GDP[3] يکي از مقياس‌هاي اندازه‌ی اقتصاد است. توليد ناخالص داخلي ارزش کل کالاها و خدمات نهايي توليد شده در کشور در يک بازه‌ی زماني معين است که با واحد پول جاري آن کشور اندازه‌گيري مي‌شود. در اين تعريف منظور از کالاها و خدمات نهايي، کالا و خدماتي است که در انتهاي زنجيره‌ی توليد قرار گرفته‌اند و خود آن‌ها براي توليد و خدمات ديگر خريداري نمي‌شوند (نیلی، 1387).
بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی را در قسمت شاخص‌های مرتبط با ت‌های اقتصادی مورد بررسی قرار می‌دهد.
همان‌گونه که در جدول و نمودار شماره 1 ملاحظه می‌شود در سال‌های دور (1984)، ایران از لحاظ تولید ناخالص داخلی رقم بسیار بالاتری نسبت به سه کشور دیگر را به خود اختصاص می‌دهد، تا این که در سال 1987 کشور کره با 01/140 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی از ایران با 85/127 میلیارد دلار پیشی می‌گیرد، در سال 1990 این وضعیت تکرار شده و این بار ترکیه با 60/150 میلیارد دلار از ایران با 04/116 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی پیش می‌افتد.
حتی در سال 1993 کشور بسیار کوچک مای حدود 6 میلیارد دلار بیش‌تر از ایران تولید ناخالص داخلی داشته است و این روند تا سال 1995 ادامه داشته که در آن سال ایران مجدداً از نظر تولید ناخالص داخلی بالاتر از مای قرار می‌گیرد.
جدول 1. تولید ناخالص داخلی کشورهای منتخب به قیمت جاری (میلیارد دلار) *
سال**
1984
2003
2004
2005
2006
2007
2008
ايران
07/153
41/135
23/163
02/192
88/222
06/286
13/345
کره جنوبی
21/93
76/643
98/721
86/844
77/951
24/1049
12/929
مای
57/34
20/110
75/124
95/137
41/156
72/6
77/221
ترکیه
10/61
59/304
04/393
99/483
93/529
85/647
85/734
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 7 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 25 سال استفاده شده است.
*** آمار سال‌های 1991، 1992 و 2008 برای ایران از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌اند.
 2. تولید ناخالص داخلی سرانه [4]
تولید ناخالص داخلی سرانه، از تقسیم تولید ناخالص داخلی بر جمعیت وسط سال به دست می‌آید (WB, 2010)، همان‌گونه که از اطلاعات جدول و نمودار شکل شماره 2 بر می‌آید در سال‌های قبل از 1986 وضعیت تولید ناخالص داخلی سرانه در ایران رو به رشد بوده و از بقیه کشورهای مورد بررسی بسیار بهتر است ولی از سال 1987 به یکباره رو به سقوط گذاشته به طوری که در همان سال کشور کره با روند رو به رشد خود از ایران پیش می‌افتد و در سال 1989 مای و در سال 1990 که روند رشد بسیار کندی هم دارند به تدریج از ایران پیشی می‌گیرند. اختلاف تولید ناخالص داخلی سرانه در سال 1984 و 2008 در ایران حدود 1410 دلار بوده در حالی که این رقم برای مای حدود 5943 دلار، ترکیه حدود 8727 دلار، و برای کره رقم باور نکردنی 16808 دلار (یعنی حدود 12 برابر ایران) است، که شکل شماره 2 فاصله‌ی بین این کشورها با ایران را به خوبی نمایش می‌دهد.
جدول 2. تولید ناخالص داخلی سرانه در کشورهای منتخب به قیمت جاری (دلار) *
سال**
1984
2003
2004
2005
2006
2007
2008
ايران
35/3380
70/2019
96/2397
32/2779
56/3179
79/4027
15/4790
کره جنوبی
86/2306
23/13451
94/15027
85/17550
68/19706
38/21653
96/19114
مای
65/2266
99/4458
53/4955
80/5381
85/5993
29/7031
45/8209
ترکیه
13/1215
43/4393
83/5594
60/6800
19/7351
15/8874
96/9941
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 7 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 25 سال استفاده شده است.
*** آمار سال‌های 1991، 1992 و 2008 برای ایران از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌اند.
 3-3. روند رشد سالانه‌ی تولید ناخالص داخلی
درصد نرخ رشد سالانه‌ی تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت بازار براساس ارز ثابت محلی محاسبه می‌شود (WB, 2010).  در جداول و شکل‌های 1 و 2 مشاهده شد که در سال 1984 وضعیت ایران در تولید ناخالص داخلی و سرانه‌ی آن بهتر از سه کشور دیگر بود، اما به تدریج کشورهای کره و ترکیه در تولید ناخالص داخلی و هر سه کشور در سرانه‌ی آن از ایران پیش افتادند، اطلاعات جدول 3 و نمودار شکل 3 می‌تواند دلایل این امر را توصیف کند. در سال‌های 1984 تا 1988 که درصد رشد تولید ناخالص داخلی در ایران منفی است و در سال 1986 به کم‌تر از 9- درصد می‌رسد، در همین سال‌ها کره و ترکیه رشد سالانه‌ی حدود 10 درصد و بالاتر از آن داشته‌اند و در بقیه‌ی سال‌ها به جز سال‌های 1990 و 1991، رشد سالانه تولید ناخالص داخلی خود را بالاتر از ایران و در مورد کره همواره بالای صفر نگه داشته‌اند، اما آن‌چه جای امیدواری است این است که در سال 2007 به بعد این رشد برای ایران بیش‌تر از سه کشور دیگر است.
جدول 3. رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در کشورهای منتخب (درصد) *
سال**
1984
2003
2004
2005
2006
2007
2008
ايران
57/1-
11/7
08/5
62/4
89/5
82/7
86/5
کره جنوبی
10/8
80/2
62/4
96/3
/5
11/5
22/2
مای
76/7
79/5
78/6
33/5
77/5
35/6
64/4
ترکیه
71/6
27/5
36/9
40/8
89/6
67/4
90/0
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 7 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 25 سال استفاده شده است.
*** آمار سال 2008 برای ایران از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌است.
 
3-4. ارزش افزوده بخش‌های مختلف اقتصادی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی
از بررسی جداول 4 تا 6 و نمودارهای مربوطه می‌توان نتیجه گرفت که ایران عزم خود را برای صنعتی شدن جزم کرده است، هم‌چنین مای نیز توجه ویژه‌ای به صنعتی شدن از خود نشان داده است، در حالی که کشورهای ترکیه و کره توجه بسیار زیادی را به بخش خدمات از خود نشان داده‌اند.3-4-1. ارزش افزوده بخش کشاورزی[5]
کشاورزی به بخش‌های 1 تا 5 استاندارد بین‌المللی طبقه‌بندی صنعتی (ISIC)[6] مربوط می‌شود و شامل جنگلداری، شکار، و ماهیگیری و هم‌چنین کشت و تولید محصولات دامی می‌باشد (WB, 2010). در جدول و نمودار شکل 4 مشاهده می‌شود که در ابتدای دوره مورد بررسی (1984) درصد ارزش افزوده بخش کشاورزی به تولید ناخالص داخلی در مورد ایران بیش‌تر از کشور کره و کم‌تر از کشورهای ترکیه و مای بوده است، اما در انتهای این دوره (سال 2008) ایران بالاتر از هر سه کشور قرار گرفته است.
جدول 4. درصد ارزش افزوده بخش کشاورزی به تولید ناخالص داخلی *
سال**
1984
2003
2004
2005
2006
2007
2008
ايران
81/
97/11
23/11
19/10
36/10
22/10
50/10
کره جنوبی
36/13
71/3
73/3
332/3
161/3
882/2
55/2
مای
98/19
931/0
93/0
394/8
804/8
24/10
09/7
ترکیه
69/21
39/11
92/10
8/10
524/9
676/8
65/8
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 7 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 25 سال استفاده شده است.
*** آمار سال 2008 برای ایران و مای از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌است.
 3-4-2. ارزش افزوده بخش صنعت[7]
صنعت به بخش‌های 10 تا 45 استاندارد بین‌المللی طبقه‌بندی صنعتی (ISIC) مربوط می‌شود و شامل ساخت (بخش‌های 15-37 ISIC) می‌باشد. این موضوع شامل ارزش افزوده در بخش‌های معادن، ساخت و ساز، برق، آب و گاز می‌شود (WB, 2010). براساس اطلاعات جدول و نمودار شکل 5 مشاهده می‌شود که از حدود سال 2001 به بعد، درصد ارزش افزوده بخش صنعت به تولید ناخالص داخلی، ایران بالاتر از کشورهای کره و ترکیه قرار گرفته، اما جایگاه مای بالاتر از ایران می‌باشد. این درحالی است که در ابتدای دوره‌ی مورد بررسی (1984) ایران فقط بالاتر از ترکیه قرار داشته و در بعضی از سال‌ها، پایین‌تر از هر سه کشور قرار داشته است.
ایران پس از چند سال افت شدید که تا سال 1986 ادامه یافته به روند رو به رشدی دست می‌یابد که با افت و خیز کم تا سال 1984 ادامه می‌یابد اما دوباره روند رو به کاهشی را تا سال 1998 طی کرده است، و از این سال به بعد روند رو به رشد خود را تا سال انتهایی این دوره (2008) ادامه داده است.
جدول 5. درصد ارزش افزوده بخش صنعت به تولید ناخالص داخلی *
سال**
1984
1994
1999
2004
2005
2006
2007
2008
ايران
28/30
56/38
27/33
74/42
71/44
64/43
47/44
89/43
کره جنوبی
75/39
56/41
24/40
14/38
70/37
16/37
12/37
14/37
مای
53/38
04/40
46/46
53/48
71/49
67/49
72/47
91/48
ترکیه
21/26
25/33
33/33
52/28
51/28
67/28
26/28
61/27
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 8 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 25 سال استفاده شده است.
*** آمار سال 2008 برای ایران و مای از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌است.
 3-4-3. ارزش افزوده بخش خدمات و غیره[8]
خدمات به بخش‌های 50 تا 99 استاندارد بین‌المللی طبقه‌بندی صنعتی (ISIC) مربوط می‌شود و شامل ارزش افزوده در تجارت عمده فروشی و خرده فروشی (از جمله هتل‌ها و رستوران‌ها)، حمل و نقل، حکومت، خدمات مالی، حرفه‌ای و شخصی مانند آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و خدمات املاک و مستغلات (WB, 2010) و هم‌چنین توریسم می‌شود.
از آن جا که سرمایه گذاری در بخش‌های کشاورزی و صنعت بسیار زمان‌بر است و هزینه‌های سنگینی را نیز بر کشورهایی که قصد صنعتی شدن را دارند، تحمیل می‌کند، برخی از کشورها از طریق توسعه‌ی گردشگری با معرفی جاذبه‌های قدیمی و تاریخی خود و هم‌چنین ایجاد جاذبه‌های جدید فرهنگی و تجاری ازجمله مناطق آزاد تجاری و . به توسعه‌ی بخش خدمات پرداخته‌اند، که درآمد قابل توجهی از این قسمت به دست آورده‌اند.
جدول 6. درصد ارزش افزوده بخش خدمات به تولید ناخالص داخلی *
سال**
1984
1994
1999
2004
2005
2006
2007
2008
ايران
92/57
89/45
67/51
04/46
1/45
99/45
31/45
61/45
کره جنوبی
56/46
7/51
51/54
13/58
96/58
67/59
60
31/60
مای
49/41
3/46
7/42
54/50
89/41
53/41
05/42
44
ترکیه
1/52
73/50
14/55
56/60
69/60
8/61
07/63
74/63
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 8 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 25 سال استفاده شده است.
*** آمار سال 2008 برای ایران و مای از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌است.
همان‌گونه که در جدول و نمودار شکل 6 مشاهده می‌شود، ترکیه و ایران با داشتن جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی در ابتدای دوره مورد بررسی (1984) بسیار بالاتر از کره و مای قرار دارند، اما توجه جدی کشورهای ترکیه، کره و مای به بخش خدمات، باعث شده است که در بسیاری از سال‌ها وضعیت بهتری نسبت به ایران داشته باشند و درسال 2008 ایران به همراه مای فاصله‌ی بسیار زیادی با کره و خصوصاً ترکیه دارند.
 3-5. تعداد مقالات نمایه شده در مجلات ISI
یکی از شاخص‌های بانک جهانی در بخش شاخص‌های علم و فناوری، شاخص تعداد مقالات علمی و فنی منتشر شده هر کشور است، از آن جا که اطلاعات این مجموعه فقط تا سال 2005 در دسترس بود از این شاخص صرف نظر کرده و به جای آن شاخص تعداد مقالات نمایه‌شده در مجلات ISI را که بسیاری از محققان آن را یکی از شاخص‌های مهم تحقیق و توسعه می‌دانند (از جمله: WB, 2010؛ Wullt, 2009؛ Kazuko, 2009؛ قره یاضی، 1388، 13؛ و کاظم، 1388، ) آورده می‌شود که اطلاعات آن از جستجوی بسیار وقت گیر در سایت ISI Web Of Science در تاریخ 31 اگوست 2010 به دست آمده است.
در این بخش ملاحظه می‌شود که ایران وضعیت خوبی در این شاخص داشته و فاصله‌ی خود را با کشور ترکیه کم کرده است. اما فاصله‌ی زیادی با کشور کره وجود دارد که پر کردن این فاصله زمان زیادی را می‌طلبد. ایران در ابتدای دوره کم‌ترین تعداد مقالات را دارا بوده است و بالاخره در سال 1998 از مای سبقت گرفته و فاصله خود را با این کشور هم‌چنان زیاد کرده است. اما در مورد کره نکته‌ی جالب توجه این است که در ابتدای دوره کره با اختلاف 406 مقاله بیش از 8 برابر ایران
جدول 7. تعداد مقالات نمایه‌شده در مجلات ISI *
سال**
1984
1994
2004
2005
2006
2007
2008
2009
2010 ***
ايران
57
540
5943
7773
10174
14161
17533
20652
12391
کره جنوبی
463
5512
29751
32208
35339
36790
42587
50804
31351
مای
288
1007
2249
2481
2763
3150
4479
6406
4319
ترکیه
223
3210
17835
19758
227
24728
25985
29656
17246
* منبع : سایت ISI Web Of Science.
** در جدول اطلاعات 9 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 27 سال استفاده شده است.
*** تا تاریخ 31 اگوست 2010.
 تولید علم داشته است و این اختلاف در سال 1995، به 7270 مقاله می‌رسد که در آن سال بیش از 12 برابر ایران تولید علم داشته است باید توجه داشت گرچه کره از نظر اختلاف تعداد مقالات فاصله خود را با ایران افزایش داده است و در سال 2009 این اختلاف را به 30152 مقاله رسانده است، اما از نظر برابری این روند به شدت رو به کاهش بوده است، یعنی با توجه به این که کره در سال 1995 بیش از 12 برابر ایران تولید مقاله علمی داشته است در حالی که در سال 2009 و 2010 این نرخ فقط 5/2 برابر بوده است. در همین زمینه ترکیه در سال‌های 1995 و 1996 بیش از 6 برابر این ایران تولید مقاله علمی داشته است در حالی که در سال‌های 2009 و 2010 فقط 4/1 برابر ایران تولید مقاله علمی داشته است. بنابراین جای امیدواری است که به زودی ایران از کشور ترکیه سبقت بگیرد و خود را به کره نزدیک نماید.3-6. هزینه‌های تحقیق و توسعه به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی[9]
اطلاعات این قسمت متأسفانه به صورت کامل در دسترس نبود و گرچه از بعضی از مقالات و تحقیقات قبلی و هم‌چنین جستجو در قوانین بودجه سال‌های قبل می‌توان به میزان اعتبارات تحقیقاتی در ایران دست یافت اما از آن‌جا که ممکن است معیارهای بانک جهانی با معیارهایی که محقق می‌توانست براساس آن به اعتبارات تحقیقاتی دست یابد متفاوت باشد و از طرفی برای سایر کشورهای مورد نظر این اعتبارات به جز از این سایت قابل دسترس نبود، برای مقایسه‌ی دقیق‌تر و قابل استنادتر تصمیم گرفته شد که از ارقام سایت بانک جهانی برای مقایسه استفاده شود.
در مورد ایران این اطلاعات از سال 2001 تا 2006 در دسترس است و برای مای از 1996 یک سال در میان ثبت شده است، برای کشورهای کره و ترکیه اطلاعات از سال 1996 تا 2007 موجود است.
جدول 8. سهم تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی *
سال**
1996
2001
2002
2003
2004
2005
2006
2007
ایران
 
55/0
55/0
67/0
59/0
73/0
67/0
67/0
کره
42/2
59/2
53/2
63/2
85/2
98/2
22/3
47/3
مای
22/0
49/0
69/0
69/0
6/0
6/0
64/0
64/0
ترکیه
33/0
54/0
53/0
48/0
52/0
59/0
58/0
71/0
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 8 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 12 سال استفاده شده است.
*** آمار سال 2007 برای ایران و سال‌های 1997، 1999، 2001، 2003، 2005، و 2007 برای مای معادل سال قبل از آن در نظر گرفته شده است.
همان‌گونه که در جدول 8  ملاحظه می‌شود میزان و روند رشد هزینه‌های تحقیق و توسعه در کشورهای ایران، مای و ترکیه، تقریبا به صورت یکنواخت و یکسان می‌باشد، اما هزینه‌های تحقیق و توسعه در کشور کره بسیار بیش‌تر از کشورهای دیگر است به طوری که در سال 2001 بیش از 5/4 برابر کشور ایران و در سال 2007 به بیش از پنج برابر ایران می‌رسد. حال اگر این ارقام را در میزان تولید ناخالص داخلی ضرب کنیم. شکل 8 به دست می‌آیند که اهمیت تحقیق و توسعه در هر یک از کشورها را به خوبی به نمایش می‌گذارند.
  آن‌جا که میزان اعتبارات تحقیقاتی کشور کره بسیار بیش‌تر از سه کشور دیگر است، در نمودار شماره 8، برای کشور کره مقیاس 10 برابری در نظرگرفتیم، تا امکان مقایسه بین کشورهای ایران، ترکیه و مای نیز فراهم شود. همان‌گونه که ملاحظه می‌شود در سال 2007 ترکیه (49/460 میلیارد دلار) نسبت به ایران (66/191 میلیارد دلار) رقم بسیار بالاتری را به تحقیق و توسعه اختصاص می‌دهد و مای (5/119 میلیارد دلار) رقم کم‌تری را به این امر اختصاص داده است. و در این مورد اعتبارت تحقیقاتی کره (37/3644 میلیارد دلار) بیش از 19 برابر اعتبارات تحقیقاتی ایران بوده است.3-7. تعداد محقق در یک میلیون نفر جمعیت[10]
پژوهشگران شاغل در واحدهای تحقیق و توسعه، متخصصینی هستند که درگیر نظریه پردازی و یا خلق دانش، محصولات، فرایندها و روش‌های جدید و یا سیستم‌هایی هستند که مرتبط با مدیریت پروژه می‌باشند (WB, 2010).
در این قسمت متأسفانه اطلاعات قابل مقایسه‌ای در سایت بانک جهانی ثبت نشده است، و فقط در سال 2006 تعداد محقق در میلیون نفر برای ایران 1/706 نفر ثبت شده است. هم‌چنین این رقم در همین سال برای کشور مای 5/371 و برای ترکیه 8/591 نفر ثبت شده است و این در حالی است که در کشور کره این رقم به بیش از 9/46 نفر می‌رسد.3-8. در آمد حاصل از صادرات تکنولوژی پیشرفته[11]
صادرات تکنولوژی پیشرفته، تولیدات واحدهای تحقیق و توسعه صنایع بسیار پیشرفته از قبیل هوافضا، کامپیوتر، دارو، ابزارهای علمی، و ماشین‌های برقی می‌باشد (WB, 2010).
جدول 9. درآمد حاصل از صادرات محصولات تکنولوژی پیشرفته (میلیارد دلار) *
سال**
1988
2002
2003
2004
2005
2006
2007
2008
ایران
 
064/0
051/0
098/0
127/0
375/0
 
 
کره
909/8
6/45
161/57
742/75
527/83
945/92
633/110
 
مای
371/3
544/43
332/47
233/53
65/57
411/63
584/64
764/42
ترکیه
 
568/0
815/0
064/1
906/0
331/1
773/1
807/1
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 8 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 21 سال استفاده شده است.
جدول و شکل شماره 9 نشان دهنده‌ی فاصله‌ی زیاد و غیر قابل قیاس کشورهای کره و مای با کشورهای ایران و ترکیه در زمینه تکنولوژی پیشرفته است. گرچه ترکیه وضعیت بهتری نسبت به ایران در این زمینه دارد. در سال 2006 ترکیه 3/1 میلیارد دلار یعنی بیش از 5/3 برابر ایران درآمد حاصل از صادرات محصولات های‌تک داشته است. در همین سال کره در حدود 93 میلیارد دلار و مای در حدود 5/63 میلیارد دلار درآمد از صادرات محصولات های‌تک داشته‌اند.
 3-9. هزینه های عمومی آموزشی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی
هزینه‌های عمومی آموزشی شامل هزینه‌های جاری و سرمایه های عمومی در آموزش شامل اعتبارات دولتی نهادهای آموزشی (اعم از دولتی و خصوصی) و یارانه‌هایی که به اشخاص خصوصی (دانش‌آموزان، خانواده‌ها و .) داده می‌شود (WB, 2010).
جدول 10. هزینه‌های عمومی آموزش در کشورهای مورد بررسی*
کشور**
1985
1999
2000
2001
2002
2003
2004
2008
ایران
77/3
53/4
38/4
41/4
93/4
82/4
87/4
79/4
کره جنوبی
20/4
76/3
 
12/4
01/4
37/4
36/4
 
مای
03/6
69/5
97/5
48/7
66/7
5/7
92/5
 
ترکیه
79/1
96/2
59/2
71/2
82/2
96/2
12/3
 
* منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
** در جدول اطلاعات 8 سال ارائه شده اما در در طرح نمودار از اطلاعات 24 ساله 1985 تا 2008 استفاده شده است.
همان‌گونه که در جدول و نمودار شکل 10 ملاحظه می‌شود به ترتیب کشورهای مای، ایران، و کره، درصد بیش‌تری از تولید ناخالص داخلی خود را به امر آموزش اختصاص داده و ترکیه از این لحاظ در سطح پایین‌تری قرار گرفته است.
شکل 10. هزینه‌های عمومی آموزش در کشورهای مورد بررسی4. بحث و نتیجه‌گیری
برای بحث و بررسی مقایسه‌ای می‌بایست تمامی شاخص‌ها و کشورها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، از طرفی قرار گرفتن ارقام کوچکی مانند ارقام صدم درصدی سهم تحقیق و توسعه از GDP در کنار ارقام بزرگی مثل ارقام میلیاردی GDP، به صورت نمودار غیر ممکن است، بنابراین تصمیم گرفته شد تا اعداد آخرین سالی که برای همه کشورها و شاخص‌ها وجود دارد، در ضرایب مشخصی ضرب شود تا بزرگ‌ترین رقم به دست آمده برای هر شاخص به 100 برسد. بدین منظور جدول شماره 11 تهیه شد، که از طریق ارقام اصلاح شده شکل 11 ترسیم گردید.
جدول 11. وضعیت شاخص‌ها در کشورهای مورد بررسی در آخرین سال حاوی اطلاعات
شاخص‌های مورد بررسی
سال
ایران
کره جنوبی
مای
ترکیه
واقعی
اصلاح
شده*
واقعی
اصلاح
شده*
واقعی
اصلاح
شده*
واقعی
اصلاح
شده*
GDP (میلیارد دلار)
2008
13/354
15/37
12/929
100
77/221
87/23
85/734
09/79
سرانه GDP (دلار)
2008
15/4790
06/25
96/19114
100
45/8209
95/42
96/9941
01/52
رشد سالانه GDP (درصد)
2008
86/5
100
22/2
97/37
64/4
24/79
9/0
33/15
بخش کشاورزی (درصد)
2008
5/10
100
55/2
26/24
09/7
53/67
65/8
35/82
بخش صنعت(درصد)
2008
89/43
74/89
14/37
95/75
91/48
100
61/27
46/56
بخش خدمات(درصد)
2008
61/45
56/71
31/60
62/94
44
04/69
74/63
100
مقالات ISI (تعداد)
2009
20652
65/40
50804
100
6406
61/12
29656
37/58
سهم تحقیقات از GDP (درصد)
2007
67/0
29/19
47/3
100
64/0
43/
71/0
48/20
اعتبار تحقیقاتی (میلیارد دلار)
2007
66/191
26/5
37/3644
100
5/119
28/3
79/460
64/12
تعداد محقق در میلیون نفر جمعیت
2006
10/706
87/16
86/46
100
5/371
87/8
83/591
14/14
صادرات های تک (میلیارد دلار)
2006
375/0
4/0
945/92
100
411/63
22/68
331/1
43/1
سهم آموزش از GDP (درصد)
2004
87/4
24/82
36/4
6/73
92/5
100
12/3
62/52
* این ستون برای رسم نمودار شکل 11 و درک بهتر خواننده از وضعیت شاخص‌ها در کشورهای مورد بررسی ایجاد شده است.
 در نمودار شکل 11 به وضوح نشان داده شده است که کشور کره جنوبی از هر لحاظ وضعیت بسیار بهتری نسبت به سایر کشورها دارد. حتی در مورد رشد سالانه GDP در این کشور که به نظر پایین است، باید توجه داشت که اگر رشد 22/2 درصدی کره را در GNP آن کشور ضرب کنیم، تقریباً معادل رشد 86/5 درصدی ایران می‌شود و این اختلاف تقریباً سه برابری را نشان می‌دهد، در واقع می‌توان نتیجه گرفت که این رشد بالا برای ایران در حال حاضر مزیت خاصی محسوب نمی‌شود و در این زمینه اگر در نظر بگیریم که کره از لحاظ مسایل نفتی یک وارد کننده‌ی محض و ایران یکی از بزرگترین صادر کنندگان نفت است و بیش از 25 درصد مخارج دولت از طریق فروش نفت خام تأمین می‌شود (بانک مرکزی، 1385، 17).
 شکل 11. وضعیت هر یک از کشورهای مورد بررسی در مجموع شاخص‌ها
در بحث درصد ارزش افزوده بخش کشاورزی به GDP، این نکته را باید مورد توجه قرار داد که کره با حدود 98484کیلومتر مربع مساحت، در مقایسه با ایران با مساحت 1648195 (ویکی‌پدیا) آن‌قدر کوچک است که برتری ایران در زمینه را نیز کم‌رنگ می‌کند.  این موضوع در مورد درصد ارزش افزوده بخش صنعت به GDP هم صادق است، اگر این درصد را در GDP ضرب کنیم.
اگر شاخص‌های سهم آموزش از GDP، درصد ارزش‌افزوده‌ی بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و شاخص سهم آموزش از GDP را به ارقام اصلی تبدیل کنیم، آن‌گاه شکل زیر به دست می‌آید که وضعیت ایران نسبت به کره را بغرنج‌تر نشان می‌دهد.
 
شکل 12. مقایسه ایران و کره در بعضی از شاخص‌ها
با نگاه سیستماتیک به موضوع توسعه، می‌توان ادعا کرد که پیش‌رفت در هر یک از شاخص‌های توسعه (به تنهایی)، توسعه‌ی واقعی را به دنبال ندارد، همان‌گونه که در تعداد مقالات ISI، پیش‌رفت قابل ملاحظه‌ای داریم، اما این پیش‌رفت که بیش‌تر مباحث علمی و فنی (غیر علوم اجتماعی و انسانی) را شامل می‌شود (ISI, 2010) در روند توسعه صنایع ایران تأثیر چندانی ندارد چنان‌چه رئیس مجلس در ارائه آماری واردات صنعتی را چهار برابر محصولات صنعتی می‌داند و این درحالی است که رشد صنعت در کشور ما بهتر از بخش‌های دیگر بوده است (لاریجانی، 1389).
بدیهی است که رشد هر سیستمی، نیازمند رشد هماهنگ تمامی اجزای سیستم می‌باشد، یعنی در سیستم توسعه‌ی کشور بایستی به تمام عناصر (از جمله شاخص‌های بررسی شده)، که هر یک، یک زیرسیستم را تشکیل می‌دهند، توجه کافی مبذول گردد. توجه بسیار زیاد کشورهای توسعه‌یافته و کشورهایی مانند کره، چین، رژیم اشغالگر قدس، و . که فاصله‌ی زیادی با سایر کشورهای در حال توسعه گرفته و خود را به مرزهای توسعه‌یافتگی نزدیک کرده‌اند، به تحقیق و توسعه» و اعتباراتی که برای آن در نظر می‌گیرند، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی این موضوع باشد که تحقیق و توسعه یکی از اصلی‌ترین عناصر هر سیستم توسعه می‌باشد که عدم توجه به این عنصر، نبایستی انتظار زیادی از سایر عناصر و کل سیستم توسعه داشت.
شکل 13. توجه به تحقیق و توسعه، پیش‌نیاز رشد سایر شاخص‌ها
به هر حال بدیهی است، ایران در اولین قدم بایستی سهم اعتبارات تحقیقاتی خود از تولید ناخالص داخلی را به شدت افزایش داده و از طریق افزایش اعتبارات تحقیقاتی، گسترش واحدهای تحقیق و توسعه، تربیت محقق، و سپس افزایش تولید علم و دستیابی به تکنولوژی‌های پیشرفته بتواند ادعا کند که در مسیر توسعه، قدم‌های صحیحی برمی‌دارد.
پیشنهاد می‌شود وزن هر یک از شاخص‌ها در شدت تأثیر گذاری‌شان بر روند توسعه از طریق انجام تحقیقات لازم مشخص شود. قصد محققین در این‌جا فقط نشان دادن وضعیت هر یک از شاخص‌ها در کشورهای مورد بررسی بوده است.5. منابع. امیر، و حسینی پارسا. معصومه، بررسی فعالیت‌های کارآفرینانه در ایران، مای، هند»، ماهنامه کار و جامعه، شماره 110، مرداد 1388.امجد. محمد، بررسی مقایسه ای توسعه اقتصادی در ایران و کره جنوبی  (1357-1341)»، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1384.بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، اداره بررسی‌ها و ت‌های اقتصادی، مجموعه پژوهش‌های اقتصادی، شماره 29، اندازه دولت در اقتصاد ایران»، 1385.شامبیاتی. هومن، بورژوازی ملی در ترکیه و ایران»، خلاصه‌ی پایان نامه دکترا، دانشگاه نیویورک، سال 1994، ترجمه و چاپ در مجله چشم انداز ایران، دی و بهمن 1387.شورای پژوهش‌های علمی کشور، نظام پژوهشی کشور، کمیسیون خاص، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (برنامه و بودجه)، زمستان 1377.فهیم یحیایی. فریبا، نقش قوانین حمایتی در نظام تحقیق و توسعه کشور»، مجموعه مقالات دومین سمینار علم، تکنولوژی و توسعه دانشگاه صنعتی امیرکبیر، جلد اول، 1372.قره یاضی، بهزاد.، خوش خلق سیما، نیر اعظم.، نگاهی به پژوهش و فناوری در لایحه بودجه سال 1389»، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، بهمن 1388.کاظم، رخساره.، سیمای پژوهش در لایحه بودجه سال 1389 کل کشور»، هفته نامه برنامه، سال هشتم، شماره 356، اسفند 1388.لاریجانی، علی (رئیس مجلس شورای اسلامی، سخنرانی در مراسم افتتاح خط تولید خودرو مزدا 3)، سایت تابناک، قابل دسترس در: http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=102175نیلی، مسعود.، مبانی اقتصاد»، شابک: 0-933-312-964، نشر نی، تهران، 1387.وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. برنامه بحش تحقیقات در برنامه پنج ساله جمهوری اسلامی ایران، تهران: معاونت پژوهشی، دفتر امور پژوهشی، تیر 1368.ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد، قابل دسترس در: http://fa.wikipedia.org Isi web of knowledge, August. 31. 2010, available on: http://apps.isiknowledge.com/Kazuko Shinohara, 2008 Survey on Research and Development in Japan: Increase in Expenditures for Eight Consecutive Years”, NATIONAL SCIENCE FOUNDATION, TOKYO REGIONAL OFFICE, 11, March  2009. Available at: http://www.nsftokyo.org/rm09-02.pdf.WB: World Bank indicators, 2010, available on: http://data.worldbank.org/indicator/Wullt, Johan., R&D expenditure in the EU27 stable at 1.85% of GDP in 2007, Science and Technology and Innovation in Europe, 8 sep. 2009. Available at: http://ec.europa.eu/eurostat
 
 
 
ضمیمه : جدول ارقام به دست آمده از تحقیق حاضر با ذکر منابع
شاخص
سال
ایران
کره
مای
ترکیه
تولید ناخالص داخلی
(میلیارد دلار)
 
منبع : جداول سریهای زمانی سایت بانک جهانی (2010) (WB, 2010).
 
 
آمار سال‌های 1991، 1992 و 2008 برای ایران از محاسبه میانگین رشد چهار سال قبل از آن به دست آمده‌اند.
1984
153.1
93.2
34.6
61.1
1985
170.7
96.6
31.8
67.5
1986
198.8
111.3
28.2
76.2
1987
127.9
140.0
32.2
86.9
1988
116.3
7.4
35.3
90.4
1989
114.0
230.5
38.8
107.2
1990
116.0
263.8
44.0
150.6
1991
91.6
308.2
49.1
150.7
1992
91.6
329.9
59.2
159.2
1993
 
● مقدمه
امروزه در حال گذر از جامعه صنعتی و ورود به جامعه اطلاعاتی هستیم. بشر امروز، هزاره سوم را در حالی آغاز کرد که پیشرفت‌های اعجاب‌آور علمی و فنی وی را احاطه کرده است. فن‌آوری اطلاعات بنیان‌های جامعه صنعتی را سست کرده تا ستون‌های جامعه اطلاعاتی را برپا کند. همان‌گونه که گذر از عصر کشاورزی و ورود به عصر صنعت، چالش‌ها و مشکلاتی را برای بشر به‌وجود آورد گام نهادن به عصر اطلاعات نیز برای بشر چالش‌زا خواهد بود اما این‌بار بشر می‌بایست با چالش‌های عمیق‌تر و قدرتمندتر دست و پنجه نرم کند. عصر اطلاعات نیازمند سرعت، انعطاف‌پذیری، نوآوری و. است و سازمان‌های این‌دوره نیز باید بدین موضوع توجه کنند.
تنها عامل موفقیت سازمان در عصر اطلاعات کارکنان و مدیران هستند. مدیران این دوره نیازمند هوشمندی، تخصص و دید وسیع‌تری برای مقابله با چالش‌های فراروی خود خواهند بود. در این مقاله سعی شده است تا با شناسائی و تشریح این چالش‌ها، مدیران را هرچه بشیتر با این چالش‌ها آشنا ساخته و به آنها در رویاروئی با این چالش‌ها کمک کند.
● چالش‌های مدیران در قرن ۲۱
مجله هاروارد بیزینس ریویو به مناسب هفتادمین سالگرد انتشار خود، از پنج تن از متفکران و نظریه‌پردازان مشهور این سئوال را پرسید که: چه مشکلات و چالش‌هائی برای ورود به قرن ۲۱ در حال شکل‌گیری است؟ در پاسخ به این سئوال، هیچ‌کدام از این متفکران، چالش‌های ورود به قرن ۲۱ را از نوع چالش‌های فنی ندانسته‌اند. بلکه عمدتاً ابراز کرده‌اند که این چالش‌ها، از نوع چالش‌های فرهنگی است. پیتر دراکر در این مورد می‌گوید: در مقولات انسانی نظیر امور ی، اجتماعی، اقتصادی و یا کسب و کار، پیشگوئی کاری است بیهوده چه رسد به اینکه بخواهیم چشم‌انداز هفتاد یا هشتاد سال آینده را تصور کنیم. می‌توانیم از طریق گذشته، هم آینده را شناخت و هم برای رویاروئی با آن آماده شد.
عامل کسب و کار در دو دهه اخیر، به‌شرطی‌که جنگی در میان نباشد و. نه اقتصادی است و نه تکنولوژیک، بلکه این عامل به اثر جمعیت مربوط می‌شود. مهم‌ترین و اثرگذارترین عامل در کسب و کار، برخلاف چیزی‌که در چهل سال گذشته گفته شده است، افزایش بی‌رویه جمعیت نیست، بلکه کاهش فراگیر جمعیت در ژاپن، اروپا و آمریکا است. براساس پیش‌بینی اتحادیه اروپا، جمعیت ۶۰ میلیونی ایتالیا در پنجاه سال آینده به چهل میلیون و در صد سال آینده به بیست میلیون نفر کاهش خواهد یافت.
یکی از راه‌های حفظ پایگاه رقابتی برای کشورهای گوناگون، تبدیل برتری کمی به برتری کیفی است. معنای دیگر این حرف تلاش نظام‌یافته برای پرورش کارگران دانشی KNOWLEDGE WORKER است. البته این یگانه عامل رقابتی در دنیای اقتصاد نخواهد بود اگر چه در بسیاری از صنایع کشورهای پیشرفته، عامل تعیین‌کننده است.
سازمان همواره نیازمند کسب اطلاع درباره رویدادها و شرایط محیط است. اطلاعاتی در مورد مشتریان، فن‌آوری‌ها و رقبای جدید و. باید کسب گردد. فقط با این مجموعه اطلاعات، کسب و کار خواهد توانست منابع و دانش خود را برای حداکثر بهره تخصیص دهد و خود را آماده رویاروئی با چالش‌های برخاسته از دگرگونی‌های ناگهانی در جهان اقتصاد و ماهیت و محتوای دانش کند. توسعه شیوه‌های صحیح گردآوری و تحلیل اطلاعات بیرونی به‌طور روزافزونی، چالش عمده کسب و کار و کارشناسان اطلاعات خواهد شد. دانش، منابع را متحرک خواهد کرد. کارکنان علمی برخلاف کارگران تولید، مالک ابزارهای تولید هستند. آنها دانش خویش را با خویش جابه‌جا می‌کنند، بنابراین، می‌توانند آنها را با خود ببرند. از سوی دیگر، نیازمندی‌های علمی سازمان‌ها، پیوسته در حال تغییر است. در نتیجه، در کشورهای پیشرفته شمار روزافزونی از نیروی کار ارزشمند و با حقوق بالا شامل کسانی خواهد بود که به معنی سنتی نمی‌توان آنها را اداره کرد. در بسیاری از موارد، نمی‌توان آنان را از کارکنان سازمان‌هائی دانست که برای آن کار می‌کنند، بلکه باید آنها را پیمانکاران، کارشناسان، مشاوران، شرکاء سازمان قلمداد کرد. شمار روزافزونی از این افراد، خود را به واسطهٔ دانشی که دارند متمایز می‌کنند، نه به واسطه سازمانی که از آن پول می‌‌گیرند. لذا مفهوم نیروی کار پویا DYNAMIC WORKFORCE نیز دگرگون می‌شود. محیط رقابتی با ظرافت خاص و با سطح بالائی از عدم اعتماد در حال تغییر است، و این به معنی تغییر دائمی استراتژی‌های رقابتی است. در چنین محیطی به یک روش پویا برای فرموله کردن استراتژی و اجراء آن مورد نیاز است و این خود یکی از چالش‌های فراروی مدیران در قرن ۲۱ است. فرموله کردن و اجراء استراتژی، زمانی حالت پویا به‌خود می‌گیرد که به‌عنوان یک فرآیند متمرکز تلقی نشود، بلکه جزئی از فرآیند مداوم یادگیری به حساب آید، گونه‌ای که استراتژی‌های عملیاتی و پشتیبان در امتداد یکدیگر باشند. روند تمرکززدائی در برنامه‌ریزی سازمان‌ها در سراسر جهان بیان‌گر میزان اهمیت روش پویا است.
در حالی‌که تغییر پی‌درپی استراتژی در سازمان، سرعت بیشتری نسبت به فرموله کردن و اجراء استراتژی دارد، این خطر نیز وجود دارد که سازمان بخشی از قدرت رقابتی‌اش را از دست دهد و نتواند از منابع سازمان، استفاده بهینه به‌عمل آورد. بنابراین، باید بین این دو توازن ایجاد کرد. این امر را می‌توان از طریق سطح بالای ارتباطات و هماهنگی در سازمان و در دسترس بودن ابزارهای فرموله کردن و اجراء استراتژی تأمین کرد. علاوه بر آن به ساختار و فرهنگی نیاز است که در آن تغییر امری عادی تلقی شود و نه یک استثناء.
● تأثیر جهانی شدن بر سازمان‌ها
ظهور جهانی شدن مسبب تحرک زیاد اجتماعی، ی، اقتصادی و ارزشی شده و ضمن کاهش فاصله زمان و مکان، تفسیرهای جدیدی از ت، اقتصاد، فرهنگ، دولت، اقتدار و امنیت به‌دست می‌دهد. این پدیده، چالش‌ها و تعتی را به همراه دارد و می‌تواند سبب تحول مفاهیم و تغییر مصادیق در روابط بین‌المللی شود. تحت این شرایط است که می‌توان از جهانی شدن سخن به میان آورد. جهانی شدن در شکل امروزین آن از زمان فروپاشی کمونیسم و نظام دوقطبی و پایان جنگ سرد عینیت یافته است. با وجود فروریختن نظام تصنعی جهانی دهه‌های گذشته، هنوز هم نظم مورد قبول و عادلانه‌ای ایجاد نشده است. قبل از ورود به چنین دوره‌های از جهانی شدن، میان ایدئولوژی و قدرت رابطه معنی‌داری وجود داشت و به واقع در دوران جنگ سرد، ایدئولوژی، ت جهان را هدفمند کرده و می‌توانست هویت‌سازی کند. تشدید روند جهانی شدن که با پایان جنگ سرد همراه بود، از یک‌سو باعث فروپاشی نظام دوقطبی و از سوی دیگر با مورد سئوال قرار دادن پایه‌ها و اصول روشنگری، موجود به هم ریختن سه مفهوم بنیاد، وحدت و هدف غائی شده است و همین امر چندگانگی، تنوع و کثرت را به‌همراه داشته است. در این شرایط، مردم‌سالاری کثرت‌گرایانه که عمدتاً با تفاوت‌ها و تعارض‌‌ها سر و کار دارد در مقابل مردم سالاری اجتماعی، که حالت سلطه‌گرایانه داشته و با حذف تفاوت‌های اصلی، امکان‌پذیر است، قرار می‌گیرد.
فرآیند جهانی شدن در شکل نوین، در نوع خود بی‌نظیر است. گاه تصور می‌شود که مختصات جهانی شدن صرفاً به مناسبت سرعت آن تحت‌تأثیر نوآوری‌های تکنولوژیک تعریف می‌شود. در این شرایط، کلیه مفاهیم و رفتارها دستخوش تغییر و تحول شده و بهتر است از نو تعریف شود. فرآیند جهانی شدن نظام‌یافته و مرحله به مرحله نیست و در نقاط مختلف جهان به اشکال متفاوت و متناقض ظاهر می‌شود. کار عمده در قرن بیست و یکم، ابداع یک مدل جدید هم‌زیستی میان فرهنگ‌ها، مردم و نژادها در عرصه‌های گوناگون مذهبی در یک تمدن مشترک است. در چنین وضعیتی باید بتوانیم ساختارهای سازمانی مناسب را برای عصر چند فرهنگی آماده سازیم.
در دهه چهل میلادی، جهانی شدن به سرعت گسترش یافت و سرشت کسب و کار بین‌المللی را در کشورها دگرگون ساخت. جهانی شدن در اروپای شرقی و روسیه دارای تأثیرات زیادی بود و مرزهای این کشورها را به روی تجارت بین‌المللی گشود. در این راستا، اتحادیه اروپا گسترده شد. اتحادیه آمریکای شمالی، از آمریکا و کانادا به مکزیک گسترش یافت و زمینه‌های گسترش اتحادیه‌های منطقه‌ای را مهیا ساخت. این تحولات به‌همراه توسعه سریع فن‌آوری اطلاعات و پیشرفت در امکانات حمل و نقل، جهان را به‌سوی یکپارچگی هدایت کرد. در چنین محیطی، کارکنان دانشی و با مهارت بالا کاملاً قابل انتقاد هستند. سازمان‌های کوچک و واحدهای خدماتی که به‌طور سنتی غیرتجاری تلقی می‌شوند، وارد رقابت جهانی شده‌اند. همکاری بین شرکت‌های بزرگ چندملیتی و سازمان‌های کوچک محلی افزایش یافته و حجم تجارت جهانی به چند برابر رسیده است. بنابراین، روشن است که جهانی‌سازی با سیال کردن منابع و حذف موانع کارائی، به ارتقاء قابلیت‌ها و افزایش کارائی سازمان‌ها منجر می‌شود. این امر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، یک توفیق اجباری تلقی می‌شود. حضور رقباء بین‌المللی در درون این کشورها و افزایش نیروهای رقابتی باعث می‌گردد که سازمان‌های محلی این کشورها به سمت توانمندسازی حرکت کنند. کسب و کار بین‌المللی در جوامع رو به رشد، کاملاً شناخته شده است. اگر چه الگوهای رفتاری سازمان‌ها در همه کشورها یکسان نیست، اما شباهت‌های زیادی با هم دارند. در حال حاضر، جهانی شدن موضوعی است که در تحلیل‌های اقتصادی ـ اجتماعی پایه بنیادین مباحث است. (دیوید هندرسون) جهانی شدن را به‌عنوان یکپارچه‌سازی بازارها می‌داند و شرایط ذیل را برای آن تعریف می‌کند:
جابه‌جائی آزاد کالاها، خدمات، نیروی کار، سرمایه و ایجاد بازار واحد، به لحاظ اقتصادی، کسی خارجی نیست و همه در بازار مساوی هستند. در جهانی که به‌سوی یکپارچه شدن به پیش می‌رود، سازمان‌ها با چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی روبه‌رو هستند. این روند به‌همراه تحولات تکنولوژیک، وضعیت متفاوتی را نسبت به گذشته ایجاد کرده است.
در جهان جدید، چارچوب‌ها تغییر کرده‌اند و بسیاری از فرضیات قدیمی دیگر کاربرد ندارند. رقابت و انتخاب گسترده شده‌اند و خصوصی‌سازی، آزادسازی و مقررات‌زدائی، تبدیل به مفاهیمی جهانی شده‌اند در حال حاضر، معدود سازمان‌هائی هستند که به اتکاء خود می‌توانند نیازهای مشتریان را برطرف کنند. اتصال ارتباط در زنجیره عرضه، هم توسط مشتریان و هم عرضه‌کنندگان دنبال می‌شود. سازمان‌ها با تمرکز، تقسیم بازار و اولویت‌بندی آن فعالیت‌های اساسی را برای استفاده از نقاط قوت خود برای ورود به اتحادیه‌ها و موافقتنامه‌ها، تعریف می‌کنند.
دامنه تنوع و طبیعت متحول محیط جهانی، دوره جدیدی را برای سازمان‌ها ایجاد کرده است. با انتقال از یک دوره به دوره دیگر، مشاهده می‌شود که جهانی شدن فقط یکی از نیازهای خارجی و فشارهائی است که مدیریت با آن مواجه است. دیگر مسائلی که مدیریت با آن مواجه است، عبارتند از:
۱) ظهور منابع انسانی به‌عنوان عامل حیاتی موفقیت.
۲) مهار توانائی‌های بالقوه انسانی.
۳) مشتریان خواهان خدمت بیشتر و بهتر.
۴) افزایش‌نمائی در نرخ تغییر.
۵) دل‌مشغولی برای مسائل محیط زیست.
۶) سرعت انتقال و پردازش اطلاعات.
۷) بازتر شدن بازارها.
۸) جهانی شدن کسب و کار.
۹) همکاری‌های منطقه‌ای میان دولت‌ها.
۱۰) کاربرد فن‌‌آوری.
۱۱) روندهای جمعیتی.
۱۲) تغییر انتظارات.
۱۳) نگرانی نسبت به ارزش‌ها.
۱۴) تطبیق نیازهای کارکنان و سازمان با یکدیگر.
۱۵) ایجاد تنوع.
۱۶) معرفی چشم‌اندازها و مأموریت‌های مشخص.
تغییرات سازمانی در عصر حاضر روندهای مورد بحث در سازمان‌ها، تغییراتی را ایجاد کرده است.
● چالش‌های سازمانی در دهه‌های آینده
در دهه‌های اخیر، در جهان تحولاتی رخ داده و در حال تداوم و تکمیل است. این دگرگونی‌ها، محیط فعالیت‌های سازمان‌ها را تغییر داده و سازمان‌ها را برای بقا و رشد با چالش‌های جدید مواجه کرده است. چالش‌های موجود و در حال ظهور عبارتند از:
۱) چالش‌های ناشی از تغییر پارادایم: در فیزیک نیوتنی، علم با قطعیت همراه بوده و قابل کمی کردن است. علت، در پدیده‌های علمی معلوم و روشن است. تفکر، خطی و آینده قابل کنترل است. با ظهور علم گوانتوم، پیش‌بینی با اطمینان کامل ممکن نیست. آشوب جزئی از وضعیت محیط است. علوم جدید روش و شکل فهمیدن، طراحی، هدایت و مدیریت سازمان‌ها را تغییر داده است. در پارادایم جدید، جهان غیز خطی است، پیچیدگی پویا وجود دارد و آشوب نوعی نظم تلقی می‌شود.
۲) چالش‌های ناشی از جهانی شدن: امروزه اکثر تولیدکنندگان بزرگ، کالاهای خود را در سراسر جهان می‌فروشند. برخی از آنان مثل کوکاکولا در خارج از کشور خود، درآمد بیشتری دارند. جهانی شدن نیروهای اقتصادی و اجتماعی، ارزش‌ها و فرصت‌ها را هم‌گرا می‌سازد. (پان دیتس) ابراز می‌دارد که: جهانی شدن ریشه تغییر در دهه ۱۹۲۰ و بعد از آن است، به‌واسطه آن زندگی مردم شبیه‌تر می‌شود و زبان انگلیسی به زبان جهانی رسانه‌ها، کامپیوتر و کسب و کار تبدیل می‌گردد. به لحاظ اقتصادی، پنج عامل در ایجاد بازار واحد جهانی مؤثر بوده است که عبارتند از:
الف) منابع فراوان انرژی.
ب) رقابتی کردن شرکت‌های جهانی.
ج) ارتباطات جهانی که با فن‌آوری فیبرنوری، ماهواره و فن‌آوری رایانه‌ای تقویت شده است.
د) رشد تجارت آزاد میان ملل.
ه) دسترسی به خدمات مالی در سراسر جهان.
در این چالش‌ها سازمان‌ها برای حضور در جامعه جهانی، دارای انگیزه‌های گوناگون هستند.▪مهم‌ترین انگیزه‌ها عبارتند از:
الف) توانائی کسب درآمد بیشتر با استفاده از فن‌آوری موجود.
ب) دسترسی به فن‌آوری فرامرزی، مهارت‌ها، دانش، سرمایه، نیروی انسانی و منابع طبیعی سایر کشورها.
ج) افزایش مشتریان.
د) افزایش امکان جبران کمبود فصلی مشتری در داخل کشور.
ه) افزایش سیکل حیات خدمات و کالاها.
و) کاهش زمان عرضه کالاها و کاهش هزینه‌های محل.
ز) فرصت‌های کسب سود بالا با استفاده از بازده ناشی از مقیاس در تولید، پشتیبانی و بازاریابی.
ح۰ فرصت‌های کسب اعتبار. در حال حاضر، جهانی شدن فشار زیادی را بر سازمان‌ها تحمیل کرده است. ۲۵ درصد از شرکت‌های منتخب مجله معروف (فورچون) هر ده سال ناپدید می‌شوند. بازارها سریعاً تغییر می‌کنند. مشتریان به‌دنبال استانداردهای جدید عملکرد در کیفیت تنوع، سفارش ساخت، راحتی، زمان و نوآوری هستند. تغییر مداوم مستقل، وجود موج‌های جهانی و سیکل‌های کوتاه حیات کالا، فشار برای اتحادیه‌ها و شرکت‌های جهانی را زیاد کرده است. موافقت‌نامه‌های تجاری منطق‌های، فشار رقابت را تشدید کرده است. اتحادیه اروپا، اتحادیه‌های آمریکای شمالی و. نمونه‌هائی از این توافق هستند. جهانی شدن، چالش‌هائی را برای سازمان‌ها ایجاد کرده است، از جمله تغییر در مکان بازار جهانی و حذف مرزهای تجاری، تغییر در استانداردهای کیفیت، ایجاد حساسیت نسبت به موضوع‌های میان فرهنگی، تفاوت‌های فرهنگی توجه به پاره فرهنگ‌ها.
۳)چالش‌های تغییر فن‌آوری: جهت‌گیری توسعه فن‌آوری به‌سوی هوش مصنوعی، سیستم‌های خبره، روبات‌ها، ارتباطات دوربرد، فرا انتقال‌دهنده‌ها، فن‌آوری زیستی و فن‌آوری اطلاعاتی است. این جهت‌گیری چالش‌هائی را برای سازمان‌ها ایجاد کرده است. از جمله تغییر ماهیت کار مدیریتی، حذف کنترل و بازرسی، کاهش وابستگی سازمانی کارکنان و تطبیق و سازگاری کارکنان با تغییرات فن‌آوری.
۴) فشارهای محیطی و اکولوژیکی: آلودگی محیطی زیاد شده و زندگی انسان‌ها را به خطر انداخته است. در حال حاضر فشار بر سازمان‌ها برای رعایت مسائل زیست‌محیطی در حال افزایش است و نهضت‌های مردمی و اجتماعی برای حفاظت از محیط زیست تشکیل شده است.
۵) چالش‌های عصر دانش: در حال حاضر در عصر دانش به‌سر می‌بریم، اقتصاد جدید عبارتست از داد و ستد دانش. دانش موجب فراهم شدن سرمایه شده و پایه‌های قدرت فردی و سازمانی را تشکیل می‌دهد. اطلاعات موجود، هر سه یا چهار سال دو برابر می‌شود. قدرت تفکر به‌عنوان باارزش‌ترین دارائی سازمان‌ها تلقی می‌شود. سازمان‌ها به‌طور فزاینده به دانش، نوآوری، مهارت‌های مدیریتی، فن‌آوری اطلاعات درباره مشتریان و تأمین‌کنندگان وابسته می‌شوند. این دانش تعیین‌کننده وضعیت رقابتی در بازار است. در حال حاضر، بزرگ‌ترین چالش مدیران، علاوه بر ایجاد سرمایه دانشی، توزیع مجدد آن است. دانش به‌عنوان مهم‌ترین منبع سازمان‌ها، توجه مدیران را به‌خود جلب کرده است. دانش برای ارتقاء قابلیت کارکنان، بهبود کالاها و خدمات و ایجاد عملکرد بالاتر لازم است. هر منبعی با استفاده شدن مستهلک و منسوخ می‌شود، اما دانش هر چه بیشتر مورد استفاده قرار گیرد افزایش می‌یابد و غنی‌تر می‌شود.
۶) تلاطم اجتماعی: تحولات اجتماعی سریع شده است. فروپاشی شوروی انتقال اقتصاد با برنامه‌ریزی متمرکز به سمت اقتصاد باز، شیوع بیماری‌های خاص مثل ایدز تهدید سلامتی روابط انسان‌ها، افزایش شهرنشینی، تغییر شیوه‌های زندگی، روابط اجتماعی، ظهور مسائل امنیتی جدید و. سرعت تحولات اجتماعی را افزایش داده است. تحولات سریع اجتماعی، چالش‌هائی را برای سازمان‌ها در تصدیق نیازهای در حال ظهور جوامع و پاسخ مناسب این تحولات را ایجاد کرده است.
۷) چالش‌های تغییر محیط کار: در دوران معاصر، چهار نیروی عمده در تغییر محیط کار مؤثر بوده است که عبارتند از:
فن‌آوری اطلاعات و سازمان‌های اطلاعاتی: تافلر می‌گوید که جهان پیشرفته، نمی‌تواند برای سی ثانیه بدون فن‌آوری اطلاعات اداره شود. در عصر حاضر پیشرفت تکنولوژی بسیار سریع شده است. کاربرد فن‌آوری اطلاعات در کسب و کار، شیوه‌های کار را تغییر داده است. کاربرد هوش مصنوعی زیاد شده و پویائی مشاغل را زیاد کرده است. در این‌دوره، یادگیری قلب فعالیت بهره‌وری است. در واقع یادگیری شکل جدید کار کردن است. قلب عصر اطلاعات، شبکه است که اطلاعات را سریع و در زمان مناسب مناسب آماده می‌کند. مشکل بزرگ در این زمینه سرعت انتقال است. شبکه اینترنت و اطلاعات مربوط به آن، به‌همراه فن‌آوری‌های مخابراتی، نسبت به سایر فن‌آوری‌ها با شتاب زیادتری رشد می‌کند. شبکه کامپیوتری در آینده به‌صورت یک سیستم عصبی جهانی تکمیل می‌شود. مرزبندی‌های اختصاصی ی در حال دستیابی به یک اتفاق نظر الکترونیکی هستند که این موضوع برای قدرت‌های سنتی ناشناخته است. اینترنت نسبت به فن‌آوری‌های دیگر متعهد شده است که برای کلیه افراد، چه فقیر و چه غنی، دستیابی یکسانی را فراهم آورد و استفاده از آن را هر چه بیشتر تسهیل کند.
ساختار و اندازه سازمان: به‌تدریج سازمان‌های بیشتری به این واقعیت پی می‌برند که منبع کلیدی کسب و کار، سرمایه و تجهیزات نیست، بلکه دانش، اطلاعات و ایده‌هاست. لذا سازمان‌ها به تجدید ساختار، ایجاد سازمان‌های یکپارچه، شبکه‌های جهانی و سازمان مرکزی کوچک‌تر روی می‌آورند. در کل، ساختار سازمان‌ها به‌سوی مجازی شدن عدم تمرکز، یکپارچه و منعطف شدن در حال تغییر هستند. در آینده از تغییر سازمانی، به‌عنوان ابزار یادگیری افزایش خواهد یافت. ایجاد ثبات در تغییر سازمانی از چالش‌های آینده سازمان است.
جنبش مدیریت کیفیت جامع: توانائی جذب و حفظ مشتریان با تأمین نیازهای آنها و ارائه کالا و خدمات با کیفیت بالا، محور فعالیت تمام سازمان‌ها است. در بازار جهانی، کیفیت در سطح جهانی تعریف و تعیین می‌شود. مشتریان حق انتخاب دارند و کیفیت مهم است. مزیت رقابتی از نوآوری مداوم و فزاینده و پالایش ایده‌های متنوع پراکنده در سراسر سازمان به‌دست می‌آید.
تنوع و تحرک‌پذیری نیروی کار: جابه‌جائی نیروی کار در مرزها زیاد شده است. در سال ۲۰۰۱ میلادی حدود ۲۵ درصد نیروی کار ایالات متحده آمریکا خارجی بوده‌اند. شکاف بین عرضه و تقاضای نیروی کار، این وضعیت را ایجاد کرده است. ویلیام جانسون در یک مطالعه چهار کاربرد عمده جابه‌جائی نیروی کار با فرهنگ‌های متنوع را مطرح می‌کند:
الف) تجدید اسکان: بخشی از نیروی کار، به‌خصوص جوانان و تحصیل‌کردگان به شهرهای دیگر جهان نقل مکان می‌کنند.
ب) رقابت برای نیروی کار: در کشورهای صنعتی، رقابت برای جذب نیروی کار خارجی زیاد شده است.
ج) بهبود بهره‌وری: در کشورهائی که جذب نیروی کار خارجی کم است، بهره‌وری نیروی کار را ارتقاء می‌دهند، مثل ژاپن و سوئد.
د) استاندارد کردن: در سراسر جهان، حقوق و مزایا، شرایط کار و تعطیلات در حال استاندارد شدن است. در آینده سازمان‌ها به لحاظ فرهنگی، سنتی، جنسی و توانائی با تنوع زیاد نیروی کار مواجه هستند. چالش آینده سازمان‌ها آن است که چگونه از این تفاوت‌ها به‌عنوان دارائی استفاده کنند. علاوه بر موارد پیش گفته، چالش‌های دیگری نیز در آینده فراروی سازمان‌ها و مدیران قرار خواهند داشت. این چالش‌ها نسبت به چالش‌های فوق از اهمیت کمتری برخوردارند. اما در عین حال می‌توانند در موفقیت یا شکست یک سازمان، نقشی اساسی و عمده را ایفا کنند.
▪ این چالش‌ها عبارتند از:
ـ شکوفائی نیروی کار: بسیاری از سازمان‌ها نیروی کار بیکار سایر سازمان‌ها را به‌طور موقت به‌کار می‌گیرند. این امر انعطاف‌پذیری این سازمان‌ها را افزایش می‌دهد و از دانش انباشه کارکنان نیز استفاده می‌کند. این وضعیت همانند شرایطی است که در آن یک بازیکن فوتبال که در تیم خود ذخیره بوده و از استعدادهای وی استفاده نمی‌شود، به‌طور فرضی و برای مدت زمان مشخصی راهی تیم دیگری می‌شود تا در آنجا بتواند خود را نشان دهد.
تغییر انتظارات مشتریان: در حال حاضر، تنوع و کیفیت کالاها و خدمات مورد نیاز مشتریان افزایش یافته است و مشتریان براساس شرایط زیر بهترین انتخاب را می‌خواهند.
۱) هزینه
۲) کیفیت
۳) زمان
۴) خدمات جنبی
۵) نوآوری
۶) امکان سفارش.
▪ تغییر انتظارات کارکنان: کارکنان به‌دنبال مهارت‌های نو، نقش‌های جدیدتر و انتظارات شغلی جدید هستند و سازمان‌ها باید به آن بیندیشند. این مهارت‌های جدید شامل مهارت‌های تشخیص مسئله، مهارت‌های حل مسئله و مهارت ایجاد ارتباط بین تشخیص‌دهندگان و حل‌کنندگان است.
▪ نقش‌های جدیدتر: پیتر دراکر می‌گوید: ترکیب نیروی کار در آینده از نیروی کار فیزیکی به نیروی کار دانشی تغییر می‌یابد. نیروی کار در تمام سطوح به مهارت و دانش بالا نیاز دارد. این نیروی کار به‌تدریج به‌عنوان حیاتی‌ترین سرمایه انسان‌ها مطرح می‌شود.
▪ انتظارات جدیدتر: نیروی کار به‌دنبال چالشی بودن و حل مسائل جدید و مشکل است و می‌خواهد آزادتر باشد تا کشف و نوآوری کند و خلاق باشد. آنان به انعطاف‌پذیری، پاسخ‌گوئی و مسئولیت‌پذیری نیاز دارند، آنان می‌خواهند با مدیرانی کار کنند که آنها را توانمندتر سازد، به آنها توجه کنند و آنها را به اوج برسانند. سازمان‌ها باید ساختاری ایجاد کنند و در آن کارگران دانشی بتوانند دانش خود را به‌کار برند. امکان گفتگو میان کارگران و تماس آنها با کارگران دیگر را فراهم سازند. این تعامل بین کارکنان دانشی به بهبود ایده‌ها و رشد بیشتر نیروها منجر می‌شود.
● نتیجه‌گیری:
در قرن ۲۱، تغییراتی رخ می‌دهد که تمام شئون زندگی بشر را در بر می‌گیرد و مدیریت و سازمان را با چالش مواجه می‌کند. به‌طور کلی این تغییرات عبارتند از:
گذر از جامعه صنعتی به اطلاعاتی.
گذر از فن‌آوری پیشرفته به فن‌آوری فوق مدرن.
گذر از دموکراسی نمایندگی به دموکراسی مشارکتی.
گذر از ساختارهای سلسله مراتبی به ساختارهای شبکه‌ای.
گذر از اقتصاد ملی و کشوری به اقتصاد جهانی.
گذر از کوتاه‌مدت نگری به بلندمدت نگری.
گذر از تمرکزگرائی به تمرکززدائی.
گذر از حمایت‌های نهادی به خوداتکائی.
گذر از سرمایه فیزیکی به سرمایه دانشی.
تغییر دسته‌بندی کشورها از غرب / شرق به شمال / جنوب.
حمیدرضا رضائی
مهدی صانعی
منبع: سایت اینترنتی آینده‌نگر

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

خشکبار انجیر